X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

چه کسی ما را نجات می دهد؟

11 اردیبهشت 1397



 1. عدالت در نجات

کسانی که معتقدند:  در آخرالزمان، منجی از سوی خداوند ظهور خواهد کرد تا بساط ظلم و جور را برچیند و ترازوی عدالت را بر سر در  آوردگاه جهان بیاویزد، چگونه این ایده را با ایده ی عدالت خداوند سازگار می کنند؟


از سویی باور دارند که چتر عدالت و احسان خداوند بر همگان گسترده است، از سویی دیگر، معتقدند خداوند صبر می کند تا در زمانی نامعلوم و در انتهای تاریخ،  ساکنانِ بخت یارِ زمین را نجات دهد. اگر چنین است آن گاه  میلیارد، میلیارد آدمیانی که در  پهنه‌ی جغرافیا و  در طول تاریخ زاده شدند، رنج کشیدند و رفتند، چه می شود؟ آیا آنان حق  نجات نداشتند؟ چرا حلقه ی انبوه آدمیان در طول تاریخ در گرداب مخوف رنج دست و پا زدنند و خدا آنها را نجات نداد و نمی دهد؟


 اگر قرار است نجات بخشی ظهور کند و ساکنان پایان تاریخ را نجات دهد، آن گاه خداوند در برابر این پرسش که پس "عدالت در نجات" چه می شود، چه پاسخی خواهد داد؟ چه پاسخی خواهد داد اگر انبوه آدمیان با چشمانی گریان، لابه کنان  در محضرش حاضر شوند و بگویند: چرا ما را از آن همه درد و رنج نجات ندادی؟

به راستی ایده ی نجات آخرالزمانی با ایده ی عدالت خداوند، چگونه می تواند سازگار افتد؟


 2. منجی قدسی یا منجی عرفی؟

 در فرهنگ ها و ادیان، هماره منجی ای را وعده می دادند و می دهند. 

✔️ تا پیش از رنسانس، منجی گرایان دو باور داشتند:

    اولا، منجی در آینده خواهد آمد 

    و ثانیا، از آن سوی ابرها و از آسمان ظهور خواهد کرد. 


✔️اما انسان عهد رنسانس و به ویژه پس از آن، 

اولا چشم از روزهای نیامده برگفت، زیرا می خواست از "اکنون و اینجا"ی نامطلوبش نجات یابد. 

و ثانیا، انتظارش را از افق برگرفت و به خودش به منزله‌ی انسان واقعا موجود، خیره شد. 


بدین سان منجی آفاقی به منجی انفسی تغییر چهره یافت. دست خواهش از  بیرون به نجات بخشی از درون خویش گشاده شد. رنسانس در این معنی، بازگشت نگاه از آسمان به زمین بود. از نجات بخش قدسی به نجات بخش عرفی بود. 


در آیه‌ی 11 از سوره‌ی رعد آمده است: "خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند."دگرگونی از حال بد به حال خوب و یا از حال خوب به حال بد، بر اساس این آیه به آدمیان واگذار شده است. 


باورمندان به منجی آخرالزمانی،  باورشان را با سخنی به این صراحت از سوی خداوند، چگونه سازگار می کنند؟ این باور که، خدا تغییر احوال و سرنوشت آدمیان به خودشان نهاده است، چگونه با نجات بخشی که از آن سوی آسمان تجلی می کند و آدمیان و جهانیان را از حال بد، به حال خوب برمی گرداند؟ مگر قرار نبود خود آدمیان، مهار خود را در دست داشته باشند و خود،‌ نجات بخش خود شوند؟

آدمی چه بسیار رنج کشید تا دریابد سیمرغ همان سی مرغ است