X
تبلیغات
رایتل

چرا "ما" برای ما مهم نیست؟ (بخش سوم)

22 فروردین 1397



 هر یک از ما به تخریب خویش مشغولیم. 


همان گونه که اشاره شد یکی از ارکان اصلی گذر از بن بست کنونی را باید در تحلیل و تبیین عبور از جامعه جستجو کرد. تا زمانی که ساکنان این وادی، برای دیگران و سرنوشت جمعی، احترام و اعتبار قائل نشوند، نمی توان از اصلاح سخن گفت. نفرت های اجتماعی، طبقاتی و ایدئولوژیک، عامل واگرایی و تفرقه ای است که در نهایت به فروپاشی ختم خواهد شد. سرمایه های اساسی و بنیان های تاریخی را از میان خواهد برد و جامعه به مجموعه ای پریشان تبدیل می گردد. چرا جریان "عبور از جامعه" چنین شتابان و البته سهمناک رو به تزاید است؟ گفت و گو در این باره را به انتهای مقاله محول می کنیم.


 2.   عبور از خود


یکی دیگر از عناصر مثلث عبور سه گانه، عبور از "خود" است. هم چنین که پیش تر آمد، عبور از خود، یعنی خود را نامحترم و نامعتبر دانستن. ماحصل عبور از خود، به زبان روان شناختی، کاهش شدید عزت نفس است. نشانه های کاهش عزت نفس و به تعبیری، عبور از خود را باید در این موارد جستجو کرد: 

 بسیار قول ها به خود می دهیم و عهدها با خود می بندیم، اما به آن ها وفادار نیستیم.

 برای اندکی قدرت، مجیزگوی حاکمان می شویم و برای رسیدن به نوایی، چاپلوسی این و آن را می کنیم. حقیقت را می پوشانیم در حالی که از آن آگاه هستیم. 

بله قربان گویی می کنیم و گاهی شرافت خویش را به متاعی قلیل می فروشیم.

 به آسانی دروغ می گوییم (دروغ گفتن، یعنی خود را نادیده گرفتن و وجدان خویش را سرکوب کردن).


✔️  این فقط شهروندان نیستند که از خود عبور می کنند، حاکمان و حکمرانان نیز کرامت و شرافت خویش را به آسانی از دست می دهند. کسانی که برای در قدرت ماندن به افکار عمومی بی توجه اند و آنان که اختلاس می کنند و می دانند که پس از آن، آبرو و حیثیت اجتماعی شان را در خواهند باخت، برای خود احترام و اعتبار قائل نیستند. اینان حرمت حریم خویش را نادیده می گیرند و رفتاری می کنند که مرتبه و جایگاه انسانی شان را در هم می شکند. صندلی قدرتشان را به هزینه ی تمسخر و استهزاء جامعه حفظ می کنند و خود را در معرض حقارت قرار می دهند و برایشان مهم نیست که بدنام می شوند. کسانی که از خود عبور می کنند، تکالیفشان را نسبت به خود فراموش کرده اند. در حالی که حراست از حیثیت و مقام انسانی خویش "مهمترین و اصلی ترین تکالیفند. زیرا (...) می توان گفت وقتی کسی شخص خود را بدنام کند، کسی که از وظایفی که نسبت به خود دارد تخطی کند، انسانیت خود را از دست داده است و از چنین کسی نمی توان انتظار داشت که تکالیف خود را نسبت به دیگران انجام دهد." (کانت)


عزت نفس و یا خود را حرمت نهادن، تقوای انسان آزاد است. مراقبت از خویش در برابر جهان بیرون است که می خواهد او را در هم بشکند. عزت نفس در سطوح ملموس تر که به نحو روزمره اتفاق می افتد، مقاومت در برابر زیاده خواهی های نفسانی و شهوانی است. ایستادگی در برابر نیروهایی است که او را به درجات پست و مادون انسانی می رانند. عبور از خود، (خود نامحترم و نامعتبر)، همان ارزش زدایی از خود و خود را به سطح ابزار تنزل دادن است. "خود ابزارپنداری"، آدمی را از مرتبه ی والا به موقعیت پایین پرتاب می کند. خود را ابزار این و آن کردن و از خویش نردبانی ساختن برای بالا رفتن دیگران از دیوار حرمت ها و حریم ها. آن که از خویش ابزاری برای دیگران می سازد، در واقع خود را نادیده گرفته است و از خود عبور می کند. آن که تکلیف خود را در برابر خود انجام نمی دهد در واقع از خود عبور کرده است. 

هم چنان که برخی از فیلسوفان اخلاق (مانند دیوید راس و ایمانوئل کانت)، معتقدند یکی از تکالیف بنیادین انسان، بهبود بخشی و ارتقاء خود است. اصلاح نفس، وظیفه ای اخلاقی است که بر عهده ی هر کسی است. اما اصلاح نفس وقتی رخ می افتد که شخص، خودش برای خودش ارزش داشته باشد. اما آن که خود را بی ارزش می داند و از خود عبور کرده است البته خویش را رها می کند و نه تنها به اصلاح نفس نمی پردازد که احتمالا خود را تخریب می کند. تخریب خود (چه به صورت اعتیاد به موادمخدر و چه خود را در معرض تحقیر قرار دادن)، نشان می دهد که آن خودی که باید ارزش و کرامت داشته باشد از دست رفته است. 

چرا از خود عبور کرده ایم؟ بخش پایانی این نوشتار به چرایی عبور از خود و عبور از جامعه می پردازد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد