X
تبلیغات
زولا

بالاخره حجاب، اختیاری یا اجباری است؟

18 اسفند 1396


این روزها اگر همه ی واکنش ها و گفتارهایی را که در باره ی حجاب اظهار می شود جمع آوری کنیم، متوجه می شویم که همه ی افراد با حجابِ اجباری مخالفند. با این تفاوت که:


     برخی با خودِ حجابِ اجباری مخالفند 

   برخی  با لفظِ حجابِ اجباری مخالفند


گروه  اخیر، برای آن که کراهت و تلخی حجاب اجباری را بگیرند، تمایل دارند آن را با عنوان حجاب قانونی و یا حجاب شرعی و یا چیزی از این قبیل معرفی کنند. به واقع ذائقه ی هر دو گروه خواسته یا ناخواسته، آگاهانه و یا ناآگاهانه با "اجبار" و تحمیل، سازگاری ندارد. و از این جهت به یکدیگر شبیه هستند. به سخن دیگر، همگان در یک توافق پنهانی، در این که اجبار در حجاب امر مذموم و ناپسند است، توافق دارند. اما اختلاف شان از جایی شروع می شود که برخی حجاب کنونی را اختیاری و یا قانونی و یا شرعی می دانند و برخی دیگر از این تعارفات در می گذرند و معتقدند که حجاب، اجباری است. 


  اما واقعا حجاب اجباری است؟


قانون، عرف، آداب و رسوم، فرهنگ و دین، در یک شاخصه مشترکند. همه ی این ها،‌ اختیاری اما اجباری اند. به این معنا که ما فکر می کنیم اینها اختیاری اند، و نمی دانیم که اجباری اند. اجباری بودن دقیقا به این معناست که اگر کسی از فرمان این ها سرپیچی کند مجازات می شود. به تعبیری دیگر، اجباری بودن، در ذات این پدیده ها نهفته است.  

تا زمانی که پاس این امور را می داریم و با آنها سازگاریم، احساس می کنیم اختیاری اند، اما فقط وقتی به اجباری بودن شان پی می بریم که خلاف آنها حرکت کنیم. در آن صورت است که با تنبیه و مجارات مواجه می شویم و چاره ای جز قبولشان نداریم. تا هنگامی که حجاب را قبول داریم و بر اساس آن حرکت می کنیم، اجباری بودنش را احساس نمی کنیم. اما از جایی که (به هر دلیل)، باورمان از حجاب را از دست دادیم و خواستیم بر اساس باورمان عمل کنیم ان گاه با سویه ی خشن اجبار و رویه ی مجازات ها و تنبیهات روبرو می شویم.

امر اختیاری، آن امری است که شخص، آزادانه بتواند آن را برگزیند و یا از آن روی برگرداند. بی آن که جریمه و مجازاتی برایش تعیین کنند. درست مانند کسی که آزاد است چه شغلی برگزیند. در چه رشته ی دانشگاهی تحصیل کند و یا محل اقامتش را در کدام شهر قرار دهد. اختیاری بودن، دقیقا به این معنا است که در رد و قبول چیزی با جریمه و مجازات مواجه نشود. 


البته در این جا، قانون، عرف و آداب و رسوم و فرهنگ و دین از این جهت با هم متفاوتند که رفتارهای غیر قانونی توسط حکومت مستقر و به نحو رسمی مجازات می شود، رفتارهای غیر عرفی توسط جامعه و رفتارهای خلاف دین، توسط خداوند مجازات می شود.


منطبق یا قوانین جاری، بانویی که حجاب از سر بردارد، قانون با او برخورد می کند و ای بسا به زندان و پرداخت جریمه محکوم شود. نمونه ی اخیر آن، حکم دو سال زندان برای خانمی است که در خیابان انقلاب و منظر عمومی حجابش را برداشت و بر سر چوب تکان داد. حالا چه فرق می کند نام این را اجبار یا هر چیز دیگر بگذاریم؟ مهم این است که بانوان طبق قانون باید حجاب اسلامی را حفظ کنند و  از حدود و مرزهای آن عبور نکنند و هر گونه تخطی و نادیده گرفتن آن، با جریمه و مجازات روبرو می شود. با این حساب، بالاخره حجاب، اجباری است یا اختیاری؟