X
تبلیغات
رایتل

تاملی در استدلال موافقان و مخالفان حجابِ اجباری

11 بهمن 1396


موافقان و مخالفان حجابِ اجباری چه می گویند؟


بر اساس رویکرد غالب در فقه اسلامی، رعایت حجاب، امری واجب است و تخطی از آن به معنای نادیده گرفتن حکم خداوند است. از منظر دینداران سنتی، در این که حجاب زنان، یک تکلیف دینی است و نادیده گرفتن آن، نافرمانی از حکم خداوند است، کم و بیش اتفاق نظر وجود دارد. اما این که حد و حدود حجاب، کجاست و چگونه می توان حدود آن را معلوم کرد، با تفرق آراء و تکثر نظرات مواجه هستیم. "امیرحسین ترکاشوند" در کتاب ارزشمند و محققانه ی خود با عنوان  "حجاب شرعی در عصر پیامبر"، به نحو مبسوط، علاوه بر  پرداختن به آراء فقها با محوریت حدود شرعی حجاب، زمینه ی گسترده ی تاریخی را نیزجمع آوری کرده است که از آن طریق بتواند به روشن شدن حد و مرزهای حجاب شرعی، کمک کند. 

اما آن چه در این جا آورده می شود، گفت و گو در باب وجوب شرعی حجاب و یا حدود حجاب نیست. بلکه بر دلایلی تمرکز می کند که موافقان و مخالفان حجاب، به تصریح و یا در تاریک و  روشنی گفتارشان به آنها می پردازند.


فارغ از این که به رعایت حجاب شرعی، به منزله ی تکلیف شرعی باور داشته باشیم و عملا آن را رعایت کنیم و یا باور نداشته باشیم و  یا رعایت نکنیم، اما می توانیم این پرسش را مورد تامل قرار دهیم که حتی اگر حجاب، امر و تکلیف خداوند باشد، چرا این تکلیف و امر دینی را باید به یک جبر حقوقی و اجتماعی تبدیل کرد؟ و مبنائاْ بر اساس چه مکانیسم و رأی قابل دفاعی، واجبات و منهیات دینی را می توان به قانون حقوقی الزام آور تبدیل نمود؟ به تعبیر دیگر، بر اساس چه استدلالی می توان واجبات دینی را در قالب قوانین با پشتوانه های اجبارگرانه ی قدرت، معرفی کرد؟ ( کاوش در باب این پرسش در نوشتاری دیگر خواهد آمد).

غور و بررسی دیدگاه های موافقان و مخالفان اجباری شدن حجاب را باید صبورانه و بی طرفانه کاوش کرد و قوت استدلال هر یک را مورد سنجش قرار داد.


تلاش می شود در نوشته ی کوتاه حاضر، به دو  پرسش زیر پاسخ داده شود:

مخالفان حجاب اجباری با چه گفتاری اجباری بودن حجاب را رد می کنند؟

موافقان اجباری بودن حجاب، با چه گفتاری از آن دفاع می کنند؟


به طور کلی استدلال مخالفان اجباری شدن حجاب (فارغ از این که خودشان به حجاب معتقد باشند و یا نباشند)، را می توان در سه گروه تقسیم کرد:

1. گروه اول، کسانی هستند که با رویکرد پیامدگرایی، پایه استدلالشان بر پیامدها و نتیجه ها استوار می کنند. اینان بر این باورند که:

الف) حجابِ دستوری و اجباری به سست شدن خود حجاب می انجامد.

ب)   حجابِ دستوری و اجباری به نارضایتی بخش بزرگی از بانوان منجر می گردد.

ج)   اجباری شدن تکالیف دینی و منجمله حجاب، به ریاکاری در جامعه دامن می زند


2.  گروه دوم، افرادی هستند که نظر به ناممکن بودن اجباری شدن حجاب دارند. در نظرگاه ایشان، پایه ی اجباری بودن حجاب سخت لرزان و سست است. حتی اگر حجاب، امرمطلوبی باشد اما اجباری شدنش غیر ممکن است. هم چنان که رضا شاه نتوانست بی حجابی را بر جامعه تحمیل کند، جمهوری اسلامی هم نمی تواند حجاب را (دست کم به صورت دایمی)، بر زنان اجبار کند.  نه تنها حجاب که احکام و شریعت دینی را نمی توان به نحو تحمیلی و اجباری به پیش برد. 

این که چرا اجباری شدن حجاب، عملا ممکن نیست، هم به حوزه ی باورها و هم ساحت اراده ی آدمی مربوط است. به هر حال کسانی هستند که به حجاب، باور ندارند. اینان نمی توانند به نحو دایمی در ناسازگاری و ناهماهنگی درون و بیرون زندگی کنند. این ناسازگاری و تعارض باور و رفتار، بار گرانی بر روان شان وارد می کند. و از یک جایی به بعد تصمیم می گیرند تعارض را به سود باورهای شان حل و فصل کنند. 

علاوه بر این، تحمیل و اجبار، سبب مقاومت درونی می شود، بنابر این حتی افرادی که حجاب را به منزله ی فریضه ی دینی قبول دارند نیز در برابر حجاب اجباری واکنش منفی نشان می دهند. اجبار، عنصر مقاومت را در آدمی بیدار می کند.


3.  و در نهایت گروه سوم هستند که نظر به اختیار انسان می کنند. برای این گروه، دین، امری اختیاری است. ایمان نیز امری است که باید انتخاب شود. دین اجباری،‌دین نیست. حجاب اجباری هم معنای اصلی خود را از دست می دهد و از این رو نمی توان نام حجاب بر آن نهاد.


 گروه سوم نیز خودشان به دو زیر گروه تقسیم می شوند:

الف) کسانی که از موضع دین داری، انگشت تاکید بر اختیاری بودن حجاب می گذارند و معتقدند انسان ها در امر دین و ارزش های دینی باید آزاد باشند. زیرا خداوند انسان را آزاد آفرید و "انتخاب" را بر عهده ی خود انسان نهاده است. در این دیدگاه، ایمان اجباری و دین اجباری ارزشی ندارد. دینی ارزشمند است که محصول انتخاب آزادانه و مختارانه ی انسان باشد.


ب) کسانی که از موضع غیر دینی، بر عنصر اختیار و انتخابِ انسان تاکید می کنند. اینان با تکیه بر ارزش های جهان مدرن، معتقدند حد آزادی آدمی تا جایی است که به دیگری صدمه و آسیب وارد نکند. و از آن جا که حجاب امری کاملا شخصی است و از این ناحیه، حقی از دیگران ضایع نمی شود، پس حجاب باید آزاد باشد. در این رویکرد، انسان آزاد است و خود او باید سبک زندگی و شیوه ی زیستش را برگزیند. مهمترین ارزش در این دیدگاه، آزادی و حرمت ساحت شخصی آدمیان است. جایی که نه می توان و نه باید بر چگونگی اش فرمان داد.


موافقان اجباری بودن حجاب، چگونه از نظراتشان دفاع می کنند؟

عموم کسانی که با تحمیل شدن حجاب موافق هستند، به خود حجاب به مثابه ی تکلیف دینی و شرعی باور دارند. بنابراین اینان اولا حجاب را واجب شرعی می دانند و ثانیا، بر این باورند که دیگران حتی اگر به حجاب باور ندارند، باید تن به حجاب اجباری بدهند. 


موافقان اجباری بودن حجاب، چه دلیلی بر سخن شان ارائه می دهند؟

 به نظر می رسد که این گروه نیز به چهار زیر گروه قابل تقسیمند:


1. رویکرد پیامدگرایانه ی دفاع از اجباری بودن حجاب 

این گروه  که پایه موافقت شان را با حجاب اجباری، بر پیامدها و نتایج آن بنا می کنند،نیز به دو زیر گروه تقسیم می شوند


الف)  کسانی که به آثار و پیامدهای اجتماعی حجاب و بی حجابی نگاه می کنند. در نظر اینان، بی حجابی بانوان ثمرات و نتایج ناگواری بر جامعه بار می کند. بی حجابی، به فساد اخلاق در جامعه دامن می زند و به ارکان خانواده و ارتباطات دینی جامعه صدمه وارد می شود. 


ب)  کسانی دیگر با عطف نظر به نتایج فردی حجاب، آشکار و پنهان، عفت و سلامت اخلاقی را با "حجاب"، برابر می گیرند. به نحوی که در نزد اینان اگر کسی حجاب را رعایت نکند، سلامت اخلاقی اش را از دست خواهد داد. حجاب، سپری است در برابر دست اندازی های تجاوزگرایانه ی مفسدان. به طور کلی، این گروه بر این باورند که سلامت بانوان و سلامت جامعه در گرو حفظ و رعایت حجاب است.


2.   رویکرد وظیفه گرایانه ی دفاع از اجباری بودن حجاب

گر چه ممکن است نتایج و آثار فردی و اجتماعی حجاب برای وظیفه گرایان دینی مهم باشد اما آنان در دفاع از حجاب اجباری، از موضع دیگری وارد می شوند. اینان بر این باورند که دفاع و گسترش شریعت دینی و منجمله حجاب، وظیفه ی شرعی و الهی دینداران است. در این نظرگاه، حجاب، فرمان خداوند است. تکلیفی که باید به آن تن داد. از این رو از موضع وظیفه گرایانه، می خواهند وظیفه ای را که خداوند بر انسان مقرر کرده است، پیاده نمایند. هم چنین در نظر ایشان، حجاب، به منزله ی حق خداوند را باید ایفا کرد. مطالبه ای است که اگر لازم شد می توان به اجبار از دیگران ستاند و به خداوند واگذار کرد. 

وظیفه گرایان، بر خود واجب می دانند که حقوق خدا را در جامعه پاس بدارند و چونان سربازان او برای تاسیس جامعه ی خداپسند همت گمارند.


3. رویکرد هویت گرایانه ی دفاع از اجباری بودن حجاب

هویت گرایان، از حجاب این گونه دفاع می کنند که:

 الف) حجاب، چهره ی دینی جامعه ی مسلمانی است. نشانگر هویتی است که باید برای حفظ آن تلاش کرد. در این منظر، اگر حجاب از جامعه رخت بربندد، گویی جامعه، هویت دینی اش را از دست داده است و با جوامع دیگر تفاوتی نخواهد کرد. تاکید بیش از حد بر حجاب و هویت سازی مسلمانی با مولفه ی حجاب، اینان را به سمت اجباری شدن حجاب می کشاند. از این رو باید حجاب رعایت شود تا میان حکومت و جامعه ی اسلامی و حکومت و  جامعه ی سکولار حد و مرز مشخصی وجود داشته باشد و معلوم  گردد که این جامعه، جامعه ی اسلامی است. در واقع برای این گروه، حجاب، همان مرز اصلی میان دین و سکولاریسم محسوب می شود. 


ب)  گروه دیگر ی از هویت گرایان، حجاب را از امر دینی و یا هویت دیندارانه به امر سیاسی و هویت سیاسی تبدیل می کنند. حجاب در چشم انداز هویت سیاسی، نوعی مقابله و مقاومت در برابر دشمنان و برنامه های تجاوزگرایانه ی نظام های سرمایه داری است که بر دیگران سلطه دارند. در واقع نزد این گروه، حجاب، بیرون آمدن از زمین بازی نظام سلطه ای است که خدا را فراموش کرده است و با دین ضدیت دارد. همان گونه که در الجزایر حجاب ابراز مقاومت و ابزار مخالفت با فرانسه در دهه ی 60 قرن بیستم بود، آن را نمادی در برابر نظام سلطه قلمداد می کنند.


4.  رویکرد اخلاقی دفاع از اجباری بودن حجاب

بنیان رویکرد اخلاقی در اجباری بودن حجاب بر این نکته استوار است که هر یک از ما آدمیان در قبال رستگاری دیگران مسئول هستیم و اگر قدرت و توانایی لازم داشته باشیم باید همگان را از جاده ی انحراف و سقوط در چاه، نجات دهیم. همان گونه که سعدی در گلستان ( باب سیرت پادشاهان - حکایت شماره ی 38)، آورده است که: "

و گر بینم که نابینا و چاه است، اگر خاموش بنشینم گناه است. 

در نظر این گروه، کسانی که حکم خداوند را زیر پا می گذارند، نادانسته در چاه ضلالت سقوط می کنند. بنابر این بر کسانی فرض است در صورتی که قدرت ممانعت از سقوط را دارند از ایشان پاسداری و حراست کنند. به واقع، اجبار به حجاب را نوعی یاری رساندن به افراد در راه رستگاری شان تلقی می کنند. از این نظر، آدمی اخلاقا در برابر رنج و محنت دیگران مسئول است. و چه تفاوتی می کند رنج و محنت این جهانی و یا آن جهانی؟


جمعبندی:

 ادله ی موافقان و مخالفان حجاب اجباری به نحو اختصار به میان آمد. و گفته شد مخالفت با حجاب اجباری اساسا مخالفت با اصل حجاب تلقی نمی شود. زیرا باید وجوب شرعی حجاب را از اجباری شدن اجتماعی آن از یکدیگر متمایز نمود. به سخن دیگر، منطقا می توان حجاب ( حتی در معنای پوشش سنتی) را ضرورتی دینی و حکم خداوندی قلمداد کرد ولی به آزاد بودن حجاب تمایل داشت. 

ارزش گوهرین و بنیادین نزد کسانی که به غیر اجباری بودن حجاب تمایل دارند، آزادی انسان در انتخاب دین و اصل احترام به انتخاب است. در نزد اینان، ایمان به خدا و اجرای احکام و دستورات او اگر به اجبار و اکراه باشد، ارزشی ندارد. 


ارزش بنیادین اما نزد کسانی که به اجباری بودن حجاب معتقدند، انجام تکالیف الهی و مکلف بودن انسان است. علاوه بر این، باور دارند که رسالتی دینی در اجرای احکام و شریعت دینی بر عهده ی آنان است.  پیش فرض شان این است که دیگران، نابینا هستند و اینان چشم های گشوده به سوی حقیقت دارند. و از آن جایی که قدرت دارند باید که از سقوط آدمیان به چاه تاریکی و گناه جلوگیری نمایند. بنابر این، در صورتی که ضرورت داشته باشد،  می توان آدمیان را به جبر به بهشت هدایت کرد.

از میان پیش فرض های پنهان اما پایه ای کسانی که به اجباری بودن حجاب تمایل دارند، به این موارد می توان اشاره کرد:

الف)  صغارت مردم 

ب) آشکارگی حقیقت

ج) مالکیت حقیقت 

د) خود را مسئول سعادت دیگران دانستن

ه) در صورت لزوم، مجاز بودن استفاده از جبر و حتی خشونت 

و) خود را مجری احکام خداوند دانستن



علی زمانیان – کانال خرد منتقد          https://t.me/kherade_montaghed


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد