X
تبلیغات
رایتل

نفرت و انتقام

13 شهریور 1396


آن که نفرت می ورزد و انتقام  می گیرد، دست کم  شش چیز را فراموش کرده است:


1.  فراموش کرده است که برداشت ها و نگرش های او از دیگران ممکن است اشتباه باشد. 

چه کسی می تواند به همه ی برداشت ها و اندیشه های خویش اطمینان داشته باشد. به نحوی که احساس کند همه ی حقیقت نزد او و در دستان اوست و دیگران مطلقا برخطایند؟  از این رو همواره باید با خویش این پرسش ها را زمزمه کنیم:  آیا واقعیت، همان گونه است که به چشم من می نماید؟ آیا پیش فرض هایم در شناخت من از واقعیت اثر نگذاشته است؟ 


 2.  فراموش کرده است فضیلتی به نام بخشودن نیز در میان است. 

او تهی از فضیلت بخشودن و گذشت از خطای دیگران است، زیرا فراموش کرده است خود او نیز رفتارهای دل آزاری داشته و دارد . فراموش کرده است که یگران از سر کرامت و انسان دوستی خطایش را نادیده می گیرند و او احساس می کند پاک و بری از آلودگی رفتاری است. فراموش کرده است چقدر دیگران را رنجانده است. گاهی لازم است آدمی به خویش هم نظری بیفکند و همان گونه که خطای دیگران را می بیند بر خطای خود تامل بورزد.


 3.  فراموش کرده است زیستن مطلوب و سازگاری و همدلی محتاج کنترل نفرت و مهار عواطف منفی است. 

فراموش کرده است جامعه ی پر نفرت و پر از انتقام، جامعه ای بسیار تاریک و سخت خواهد شد و هزینه ی زندگی را بالا خواهد برد. می خواهد نفرت بورزد اما روابطش را با دیگران داشته باشد. او در تضادی دست و پا می زند که محصول نفرت ورزی اوست. 


4. فراموش کرده است کین توزی و عداوت را نقطه ی پایانی نیست. 

نفرت، نفرت می آفریند و کین توزی به چرخه ی شیطانی انتقام منتهی می شود. فراموش کرده است هر کنشی را واکنشی است و او تنها بازیگر و نقش آفرین نیست. دیگران هم در مقابل عداوت ها و دشمنی هایش واکنش نشان می دهند و دست به انتقام می برند. زندگی جاده ی یک طرفه ای نیست که هر شخص بر خواهش های خویش پای بفشارد و بی آنکه دیگران را به حساب آورد، به سرعت دلخواهش براند. عقل دور اندیش سبب می شود از خطای دیگران بگذریم، نه الزاما از سر شفقت ورزی اخلاقی، بلکه از آن رو که آینده ی خویش را تضمین کنیم و از کین ورزی های دیگران بکاهیم.  دور اندیشی به ما یاد می دهد که به فکر نتایج و پیامدهای خواسته و ناخواسته ی رفتارمان باشیم. 


5.   فراموش کرده است که اگر دوست دارد بخشیده شود، او نیز باید ببخشد و مهارت بخشودن را تمرین کرده باشد. 

آن که نمی تواند نفرتش را کنترل کند، چگونه می تواند از دیگران انتظار داشته باشد که به او مهر بورزند؟ کین ورز، در دام کین ورزی های دیگران سقوط می کند و آن گاه چرا باید انظار بخشش داشته باشد، در حالی که خود او درونش از نفرت سیاه فرسوده شده است.


6. فراموش کرده است که نفرت و کین ورزی پیش از هر چیز آرامش خود او را نابود خواهد کرد.

نفرت و حس انتقام، بار سنگینی بر دوش و روان آدمی می نهد و سنگینی اش روح را تخریب می کند. نفرت، مثال آتشی است که در جنگل آرام درون می افتد، آتش، هر چقدر هم  کوچک باشد اما درختان را و در نهایت کل جنگل را به خاکستر تبدیل می کند. و چه زود می سوزد و هر چیزی را در خود می سوزاند. کسانی که نمی توانند نفرت  را و حس انتقام شان ر ا کنترل نمایند در سیاهچاله ای تاریک و اسارتی تلخ می زیند. نفرت، درختان فضیلت را از بن می سوزاند و راه همدلی و سازگاری را هم با خویش و هم با دیگران می بندد.


✔️ نفرت، درون را و انتقام، بیرون را تخریب می کند.


.

نظرات (1)
با سلام.

تصادفی ، اینجا رسیدم. بوک مارکش کردم تا در فرصت‌های آتی ، از نوشته های بسیار بسیار غنی تان ، استفاده بیشتری کنم.

در پناه حق باشید.
پاسخ:
درود بر شما
و سپاس از نظر لطف تون

شما را به کانال خرد منتقد هم دعوت می کنم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد