X
تبلیغات
رایتل

وقتی نام خیابان ها را عوض می کنند، خاطرات ما کجا می روند؟

2 شهریور 1396


✔️ وقتی نام خیابان ها، پارک ها ، دانشگاه ها،  کوچه ها و محل ها عوض می شود، خاطرات ما که به آن نام ها الصاق شده است، چه می شود؟


تغییر نام خیابان ها، صرفا یک کار مکانیکی و بی اهمیت نیست. تغییر نام هایی که با آن ها زیسته ایم، حافظه ی ما را دستکاری می کند. ما را با مشکل به یاد آوردن خاطراه ها روبرو می کند. تغییر نام ها، خاطره زدایی می کند. و این بار سنگینی بر دوش ذهن ها و حافظه ها می گذارد و در نتیجه، آدمی دچار تشویش و به هم ریختگی گردد. خوش داریم خیابانی را که تمام کودکی مان را در آن، جا گذاشته ایم، هنوز با همان نام ببینیم. آن نام، ما را  به گذشته و زمان های سپری شده مان ارتباط می دهد. خیابان ها، رویاهای ما هستند. در آن مکان با آن نام قدم زده ایم. سخن گفته ایم. لذت برده ایم و انبوهی از رویدادهای تلخ و شیرین را از آن به یاد داریم. 


  مگر رویا و خاطره، بی مکان ممکن است؟ وقتی ظرف مکانی آن را تغییر دهند، گذشته ی ما هم به هم می ریزد. باور کنید تغییر نام خیابان ها، فقط یک کار ساده ی تغییر نام نیست، بلکه تخریب گذشته ی همه ی کسانی است که در آن جا زیسته اند و گذشته شان با آن نام گره خورده است.  به همین علت است که هنوز کسانی میدان ها و خیابان های شهر را با همان نام هایی قدیمی یاد می کنند. این ها نه لجوج اند و نه با کسی خصومت دارند، این ها فقط می خواهند خودشان را در هیاهوی تغییر نام ها گم نکنند. 


از تغییر نام ها، مخرب تر، تخریب ساختمان ها و تغییرات چهره ی شهری است که به نام نوسازی انجام می گیرد. نوسازی و بازسازی، البته ضرورتی اجتناب ناپذیر است. اما مگر امور اجتناب ناپذیر، از آن رو که ار آن چاره نیست، فاقد نتیجه و پیامد ناگوار هستند؟ چهره ی شهری که کودکی مان را در آن گذرانده ایم، دایما تغییر می کند. محله ها و خیابان ها تخریب می شوند و به بزرگراه تبدیل می گردند. پس از مدتی که به یاد زمان های از دست رفته، برای تخفیف آن حس نوستالژیک، قصد دیدار از آن محلات را می کنیم، به یک باره احساس می کنیم گم شده ایم. نشانی از گذشته نمانده است. نشان و تصویری که ما را به روزگار پیشین وصل کند. حس می کنیم پاره هایی از وجودمان از دست مان گریخته است. کودکی ما در جایی زیر آن بزرگراه گم شده است. بی علت نیست فرنگیان، اگر هم ناچار از نوسازی شهری می شوند اما تلاش می کنند آن چهره ی پیشین را به صورت ظاهر حفظ کنند. 


باور کنید پیوند محکمی میان گذشته و خاطرات و مکان ها و ساختمان و خیابان ها و کوچه ها است. مکان فیزیکی، از آن  وقتی که با ما و سرگذشت ما پیوند می خورد، دیگر یک زمین سرد بی روح نیست. بلکه مکانی است که هستی ما را در خود جای داده است. یک "خانه"، تا وقتی چیزی از گذشته ی ما را با خود حمل نمی کند، مانند هر  ساختمان دیگری است که از سنگ و چوب و آجر و سیمان ساخته شده است. اما چرا خانه ی پدری برای ما چیزی دیگر و متفاوت با همه ی ساختمان ها است؟ زیرا ما با همجواری و زیستن درون آن،‌ از آن دیوار و سیمان و مصالح فیزیکی، یک امر متافیزیکی ساخته ایم. در آن جا آن فیزیک و ظاهر خانه نیست که ما را به خود جلب می کند، آن روح پنهان پشت این دیوارها و آن سایه ی ما است که در زیر و بم آن خانه حضور دارد. آن جا فقط یک ساختمان نیست. یک خانه است.  و خانه، با ساختمان خیلی متفاوت است . اصلا از دو جنس اند. فرق شان این است که ساختمان را با آجر و سیمان و خاک  می سازند اما خانه بر عمر و تجربه های زیسته و با افت و خیزهای زندگی و زیستن مان است که بنا می شود. آن چه ساختمان از آن ساخته می شود، مصالح فیزیکی و مادی است اما مصالح "خانه"، از جنس مادی و عینی نیست.، از جنس زندگی ما است، از جنس شادی ها و ها وحزن ها، اشک و لبخندها و از جنس هستی ما است.


✔️تغییر نام و تخریب ساختمان ها، پروژه ای است که از ما خاطره زدایی می کند و انسان بی خاطره، یعنی انسان بی گذشته. 

دست کم در هنگام تغییر نام خیابان ها و... بدانید که با گذشته ی ما چه می کنید.

وقتی نام خیابان ها را تغییر می دهیند، به ما بگویند خاطرات ما چه می شود و کجا می توانیم ملاقات شان کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد