به بهانه ی 15 خرداد

14 خرداد 1396

چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد



انقلاب که پیروز شد، روحانیان قدرت را در دست گرفتند و هیچ در این اندیشه نبودند که این دریا چه موج خون فشان دارد. نمی دانستند وارد چه جریانی  می شوند. آن آرزوها و آن امیدهای سالهای 41 تا 57 به نتیجه رسیده بود. خود را در مقصد می دیدند و در شادی رسیدن مقصود 16 ساله، در وجدی عمیق فرو رفتند. از نگاه آنان، بازی تمام شده بود و خود را برنده و پیروز می دیدند. اما چه زود آن شعف و شادی ماه عسل پایان یافت.

روحانیان دست کم با 15 مسئله و آفت و آسیب مواجه شدند. عناوین هر یک از این آسیب ها (که نیازمند شرح و بسط است)، عبارت است از:


1. اوج گرفتن و برملا شدن اختلافات داخلی سازمان روحانیت

2. شکسته شدن حریم و حرمت مرجعیت

3. به آزمون گذاشتن مدعیات سیاسی روحانیان 

4. به نمایش گذاشتن فقدان اندیشه سیاسی و توان عملی در سیستم سازی 

5. به نمایش در آمدن سستی و ضعف در مدیریت جامعه

6. دولتی شدن روحانیت و از دست رفتن وجهه ی مدنی و حمایتی جامعه

7. بیرون آمدن از چتر تقدس و در منظر نقد قرار گرفتن

8. از دست دادن بخش بزرگی از ارتباط و حمایت بازار

9. از دست دادن بخش بزرگی از مرجعیت اجتماعی و اختلال در ارتباطات اجتماعی

10. جابجایی در نقش اجتماعی از مطالبه گری به پاسخگویی

11. نمایان تر شدن نگرش و رویکرد در باره زنان، حقوق بشر، جهان امروز و دموکراسی

12. کاهش منزلت و احترام اجتماعی

13. بحران در مرجعیت دینی در پاسخگویی به پرسش ها

14. برملا شدن نقایص دین شناسی و قرائت از دین

15. نقش مخرب قدرت در سلوک شخصی و زی طلبگی


روحانیان اینک، در آزمون تاریخی و امتحانی قرار دارد که در تمام تاریخ از ان گریخته بود. و این بار این جامعه است که قرار است نمره ی آنها را معلوم کند.