X
تبلیغات
رایتل

نارضایتی از خویش

25 دی 1395

یکی از  دوستان عزیز،  پرسش هایی برایم فرستاد و خواست که به آنها پاسخ بدهم. 

پرسش ها :

"اگر قرار بود زندگی و بودن تان را خودتان را انتخاب می کردید، چه چیزهایی از ندگی موجود خودتان را عوض می کردی و چرا؟نام خودتان؟ محل زندگی؟ محل تولد، ملیت، کشور، دین، بدن، جنسیت رتبه ی اجتماعی، زبان و.....؟"


پاسخم به  پرسش آن دوست  این بود که:


پاسخ به این پرسش حقیقتا برایم سخت و شاید ناممکن باشد زیرا نمی توانم تصور کنم که من، همین که هستم باشم، اما کسی دیگری، در جایی دیگری، ظاهر و مرام و صورتی دیگری داشته باشم. با این ناممکنی اما سعی می کنم در خیالم به آن بیندیشم و حاصل آن را به اختصار بیان کنم. 

به گمانم نکته ای در این پرسش مغفول مانده است. این که اگر این که هستم نباشم، و جور دیگری باشم، آیا خوشبخت خواهم بود یا خیر، آیا شاد خواهم بود یا خیر، و این که از این که هستم، آیا بهتر خواهم شد یا خیر؟ اشاره به این نکته ی پنهان از آن رو است که برایم چه فرق می کند اگر این که هستم، نباشم و هنوز خوش نباشم، خوب نباشم و بودنم از این که هست، شکوفاتر نباشد. من نمی دانم اگر من، این جا و اکنون نبودم، و قرار بود در آن جا و زمانی دیگر بودم، آیا وضع و حالم بهتر می بود یا خیر؟ 

از میان متغیرهایی که اشاره شده است، جز یکی، باقی برایم مهم نیستند و آن حکومت است. من می توانم با جود هر یک پارامترهایی که در پرسش، اشاره شده است، شاد باشم و خوش و از بودنم شرمسار نباشم. اما شیوه ی حکمرانی، می تواند زندگی ام  را شاد و یا غمگین، فراخ و یا محدود کند. می اندیشم کاش حکومتی که تحت آن زندگی می کنم، غیر از آن چه اکنون بود، می بود. نه از آن رو که حکومت دینی یا غیر دینی باشد، نه از آن رو که حاکمان چه کسانی باشند، بلکه از آن رو که حکومتی دموکراتیک، آزاد و با رفتارهای انسانی و مهربانانه می بود. 

همواره سه "ای کاش" را بر دوش می کشم: 

ای کاش جامعه ای که در آن زندگی می کنم، جامعه ای اخلاقی بود.

ای کاش حکومتی که بر تقدیر این سرزمین حکم می راند، آزادی و انتخاب مرا فرو نمی ریخت.

ای کاش، از این که اکنون هستم، بهتر می بودم. سودمندتر و درونم آبادتر بود.


و همین سه آرزوی برنیامدنی است که چون خار، روحم را می خلد و زیستنم را در ابری از ابهام و اندوه می برد. تجربه ام می گوید، دست کم آن "ای کاش" آخرین را می توانم تمرین کنم. شاید دست کم گامی به پیش نهادم. و این است آن دریچه یی هر چند کوچک که نور امید را  به قلبم می تاباند. با این همه نمی دانم در پایان می توانم از خویش شرمسار نباشم یا خیر.




نظرات (3)
سلام استاد زمانیان
در مورد ای کاش دومتون، آرزو دارید حکومتی با آزادی مطلق برای شما رو تجربه می کردید یا صرفا حکومتی دموکرات تر و آزادتر از حکومت فعلی؟
درود بر شما
پاسخ:
و سلام بر شما

امیدوارم همواره سلامت باشید.

بالاخره ریاست بر فرودگاه،‌از نارضایتی کم می کند... همواره رییس باشیدو ماندگار
عالی بود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد