X
تبلیغات
رایتل

پرسش 1

30 آبان 1395


چند  روزی است به این پرسش می اندیشم که:

چه عللی سبب شده است جمعیت قابل توجهی، مشتاق پیاده روی در اربعین هستند و در این مراسم شرکت می کنند؟


علت یابی آن، فارغ از این که با آن همراه باشیم یا نباشیم، موضوع پراهمیتی است. 

در تاملاتم در این باب، به هشت عامل رسیدم. هشت عامل به منزله ی فرضیاتی که باید آن ها را به صورت تجربی سنجش کنم.

و چقدر افسوس خوردم که دیر به این پرسش رسیدم. اگر چند ماه قبل پرسش از چرایی مراسم اربعین برایم مطرح شده بود، با  یک برنامه ی پژوهشی در این پیاده روی شرکت می کردم و طی مشاهده مشارکتی، داده های عینی و انضمامی تری را جمع آوری می کردم... 

عمری باشد و حوصله ای، سال بعد حتما خوام رفت و از نزدیک این پدیده را خواهم دید

نظرات (5)
خوب بود آن هشت مورد را هم ذکر می‌کردید.
پاسخ:
درود بر شما

فرصتی شد، حتما
فعلا خواستم نظر شما رو بدونم
نمیخواد بری رفیق. خودم بت میگم:
1- ترس از مرگ و جستن پناهگاهی هر چند خیالی برای آن دنیا.
2- آلوده شدن به انواع و اقسام گناه و رفتن تا به خیال خود پاک شدن.
3- درماندگی از شناخت و ارتباط درست و منطقی با خدا و جستجو برای جایگزین آن به ساده ترین شکل ممکن.
4- عدم مطالعه و گریز از تفکر و دردسرهای آن.
5- رشد بدبختی و بیچارگی و درماندگی و نیاز به مرهم.
6-- ترس از دست دادن جایگاه شغلی و اجتماعی.
7- ترس از تنها شدن.
8- عدم تحقیق و مطالعه در دین و مذهب خود.
9- گریز از آزادی و مسئولیت های آن.
10- رسیدن به آرامشی هر چند کاذب با کمترین هزینه.
11- اضافه شدن پسوند کربلایی به نام خانوادگی و کارکردهای متعدد اجتماعی و شغلی آن.
12- نخواندن قرآن و آشنا نبودن با مفاهیم و مضامین آن.
13 - تقلید کردن و خود را به کری زدن و نشنیدن ندای عقل.
14- سر رفتن حوصله در نبود امکانات و فضاهایی برای تفریح، تحقیق، هنر، شادی و خلاصه عدم تخلیه ی انرژی در جهت مثبت و رشد خلاقیت ها.
15- شهامت زندگی نکردن در اکنون و پناه بردن به خرابه های تاریخ.
16- افتخار به "استخوان های پوسیده ی گذشتگان" و فراموش کردن بی لیاقتی خود.
17- طلب شفا و شوهر برای دختران خود و فامیل.
پاسخ:
مواردی که برشمردید البته قابل تامل اند. گرچه نسبت آنها با موضوع پیاده روی اربعین باید به سنجش گذاشت.

برخی از این عوامل برایم جالب بود مثل عامل 3
ممنونم از شما. استفاده می کنم
درست نمیدانم در کدام سوره قرآن است که خدا قوم یهود را سرزنش میکند و میگوید: شما بزرگان قوم خودتان را پرستش می کنید. تکان دهنده است نه؟
پاسخ:
آیه 31 توبه

اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها وحدا لا اله الا هو سبحنه عما یشرکون

بجاى خدا احبار و رهبانان خود را و مسیح پسر مریم را پروردگاران خود دانستند، و حال آنکه دستور نداشتند مگر به اینکه معبودى یکتا بپرستند که جز او معبودى نیست، و او از آنچه که شریک او مى پندارند منزه است

از امام باقر در باره ی این آیه پرسیدند و ایشان چیزی گفتند که بخشی از آن این است:
امّت یهود، بدون چون و چرا از آنها پیروى کردند، و ناخود آگاه آنان را پرستیدند»
با احترام

جالب این است که انگیزه های کسانی که شرکت می کنند با انگیزه های برگزار کنندگان در یک راستا نیست و هر دو طرف هم این را می دانند، اما به نقطۀ تفاهم مشترکی رسیده اند.
پاسخ:
سلام

و جالب تر این که خود شرکت کنندگان در پیاده روی هم به برخی انگیزه های نهان شان بی خبرند
تمام مواردی که آقا یا خانم محقق برشمردند، در مورد حج هم صادق است. پس حج را هم تعطیل کنیم.
پاسخ:
این که چه باید کرد بحث دیگری است. فعلا در مقام فهم این کنش هستیم..
به تعبیری باید مقام توصیف را از مقام تجویز جدا کنیم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد