X
تبلیغات
رایتل

وارونگی مسئله شناسی

18 مهر 1395


نیم نگاهی به  واکنش ها در برابر فوتبال و شب عاشورا


دغدغه شناسی و مسئله شناسی یک قوم می تواند شاخص خوبی برای شناخت آن قوم به حساب بیاید. باید ببینیم چه اموری توجه ما را به خود جلب می کند . به چه اموری اهمیت می دهیم؟ وقتی که برای آن می گذاریم چقدر است؟ تلاشی که برای حل آن می کنیم و هزینه هایی که حاضریم برای آن بپردازیم به چه میزانی است؟ دردهای ما کدام است ؟ از چه چیزهایی رنج می کشیم؟ اندوه های ما کدام است؟

 

 

             ما (جامعه و حکومت ایرانی) از یک آفت  آزاردهنده و بزرگی رنج می بریم و دیگران را نیز رنج می دهیم. آن آفت و آسیب دل آزار فرهنگی، وارونگی حساسیت هایی است که نسبت به مسئله های پیش رو داریم. وارونگی، سبب شده است حساسیت ها و دغدغه ها ی ما به جای آن که روی پا راه برود با سر راه می رود. روزی مارکس در نقد فلسفه ی هگل گفته بود : فلسفه هگل به جای پا با سرش راه می رود و او ( مارکس) کاری که کرده است، این بوده که فلسفه را برگردانده است تا با پا راه برود. ما نیز به کاری شبیه مارکس محتاجیم. باید کاری کنیم که حساسیت های وارونه ای که گرفتارش هستیم، برگردانیم تا بتواند با پا راه برود. وارونگی حساسیت ها یعنی این که برخی امور مهم را وا می گذاریم و به جای آن، به امور کمتر مهم می پردازیم. در برابر ناهنجاری های بسیار شکننده ، سکوت می کنیم و از کنارش می گذریم و به جای آن ، ناهنجاریهای غیر مهم را برمی گزینیم. مسایل غیراساسی در صدر توجه ما قرار دارد و مسایل اساسی در ذیل آن قرار گرفته است. ما (جامعه و دولت) تعادل در نگاه و توجه به امور را از دست داده ایم. گویی مسئله شناسی ما از بیخ و بن اشتباه است. مسئله شناسی وارونه، یعنی مسئله های بنیادین را رها کردن و به جای آن مسئله ها ی غیرمهم را مورد توجه قرار دادن. رفتارهای محاسبه ناپذیر ما نشان دهنده ی این وارونگی است.


              درد تاریخی متدینان و روحانیان - چگونگی حجاب زنان و اجرای بخشی از شریعت بوده است. حجم واکنش هایی که روحانیان در برابر مسئله ی حجاب زنان و موسیقی نشان داده اند با واکنش شان در برابر فقر - استبداد - توسعه نیافتگی - و حتی دردهای وجودی آدمی قابل مقایسه نیست. چقدر میان دردشناسی امام علی و پیروان او فاصله است. باید دید در برابر ستم ، پایمال کردن حقوق شهروندان ، دروغ ، ریا، چاپلوسی و رذایل اخلاقی ، چقدر حساسیت نشان می دهند؟ اما برای روحانیان ، حجاب زنان و چگونگی اجرای شریعت دینی در جامعه بسیار مهمتر است از فقر، بی عدالتی، توسعه نیافتگی، نادیده گرفتن حقوق شهروندان، استبداد و جورحاکمان. وارونگی حساسیت ها و دغدغه ها سبب می شود خدایی را که به جامعه معرفی می کنند نیز دچار آسیب گردد. خدایی که به وقت محاسبه ، تلف کردن ظرفیت ها و بیهوده زیستن آدمیان برایش مهم نیست. خدایی که به رذایل اخلاقی چندان اهمیتی نمی دهد. خدایی که عشق به همنوع، وفای به عهد، بردباری، خویشتن داری، تفکر و تامل، اندیشیدن و گره گشایی از کار فروبسته ی دیگران را در محاسبه نمی آورد. اما همین خدا، تمام توجه اش به این است که کدام پیاله پر می شود. خدایی که عیان شدن گیسوان نسوان را به شدیدترین وجه عذاب می دهد. برای چنین خدایی نگاه نامحرم به نامحرم بسیار مهمتر از ستم به محرومان و پایمال کردن حقوق اولیه ی انسان ها است. خدای شریعت گرای محض و سخت گیر که بهانه می گیرد تا آدمیان را به جهنم روانه کند. خداشناسی ما نیز خداشناسی وارونه است.


آیا روحانیان، در برابر این همه مسئله های دردناک، واکنشی نشان می دهند؟ چرا باید از میان انبوه نگران کننده و رنج آور مسئله ها، فوتبال شب عاشورا این همه مهم باشد که به سخن آیند؟ آیا فقر و بیکاری و بن بست های طاقت قرسای زندگی در این دیار برای شان مهم نیست؟ اگر هست کدام واکنش؟
نظرات (2)
با سلام . احترام

از نگاهِ نجیبِ شما، مسئله شبیه یک سوء تفاهم است و توجه به اصول اساسی مورد غفلت قرار گرفته، و شاید بتوان با تذکراتی چند، مطلب را اصلاح کرد.

شاید که کمی بغرنج‌تر باشد و قضایا را از زاویۀدیگر ی هم بتوان نگریست و فراتر از ترمیم دیدگاه‌ها به نتایج تلخی رسید که این نوع موضع گیری‌ها را کاملا حساب شده و هدفمند دید.
پاسخ:
سلام

به مسایل اساسی و اصلی بی توجهی می شود زیرا بیش از هر چیزی زندگی و انسان را به رسمیت نمی شناسند
در حکومت های اقتدارگرا، مهم ترین مسأله، حفظ و تشدید روان نژندی و روحیه اندوه در جامعه است و هر آنچه باعث زاویه گرفتن از آن شود، مهم ترین مسأله ای خواهد بود که باید به آن پرداخت و راه حلی برایش اندیشید.
پاسخ:
درود بر شما

کتابی را می خواندم خواندنی... با عنوان پرسش های زندگی... فرناندو سوتر
نویسنده ده مقوله ی زندگی را با تاملی فلسفی مورد واکاوی قرار می هد شیوایی خاصی در این کتاب موج می زند.
در فصلی از این کتاب که در باره ی زیبایی است می نویسد:
کسی که سازوکارهای لذت را کنترل می کند، آموزش شهروندان را نیز کنترل می کند...
بر این سیاق می توان گفت:... حکومتی که سازوکار شادی را کنترل می کند، می تواند جامعه را نیز کنترل و مدیریت بکند.

موضوع "زمان" را نیز فصلی با عنوان گم شده در زمان بررسی می کند.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد