X
تبلیغات
رایتل

بیلبوردها را جدی بگیرید

12 تیر 1395


اخیرا در سطح شهر و به ویژه در اتوبان ها، مشاهده می کنیم که از سوی شهرداری تهران، اطلاعاتی منفی نسبت به وضعیت امریکا بر روی بیلبوردها نصب شده است. به عنوان مثال با خطوط درشت نوشته اند: از هر 11 نفر که در امریکا زندگی می کند، یک نفر در زندان است. هم چنین به طور وسیع در بیلبوردها و سایت های اجتماعی آورده اند که از هر 5 نوزاد در امریکا، 2 نوزاد نامشروع متولد می شود. و اطلاعاتی از این دست در حال انتشار است. فارغ از این که آیا این اطلاعات درست و یا نادرستند و یا این که چقدر صادق و یا کاذبند، اما برخی نکاتی پنهان در این رویکرد و سیاست گزاری وجود دارد که باید در باب آن گفتگو کرد و آن را بر پرده ی افکار عمومی افکند. چند نکته ی مورد نظر عبارت است از:
  
1. این گونه تبلیغات منفی و وسیع علیه امریکا، با کدام دغدغه صورت می گیرد؟ لابد مسئولین تبلیغاتی دلایلی بر این گونه هجوم های تبلیغاتی دارند. آن دلایل کدام است؟ آیا این گونه تبلیغات با سیاست خارجی رسمی جمهوری اسلامی سازگار است؟ پرسش از سازگاری و یا ناسازگاری این گونه تبلیغات و سیاست خارجی زاید به نظر می رسد، زیرا این گونه تبلیغات و حرکات های منفی از سوی برخی سازمان ها به طور روشن و واضح با سیاست خارجی دولت همخوانی نداشته و در تضاد و تقابلی رودررو قرار دارد. حرکت های ایذایی در برابر  سیاست خارجی و دستگاه های دیپلماسی کشور، آن هم با بودجه ی رسمی مردم و صرف هزینه های بالا، با کدام عقل سیاسی و محاسبه سازگار است؟ 
بیلبوردها در سطح شهر تهران، نماد و نشان دهنده ی شکاف عمیق میان دستگاه های حکومتی و افتراق در رویکردها و سیاست ها است. نبض مخالفان دولت در بیلبورها می زند. تقابل و نزاعی پنهان که خود را در بیلبوردها عیان می سازند. بیلبورد، فقط یک فرصت تبلیغی نیست بلکه جنگ قدرتی است علیه سیاست صلح طلبانه و مسالمت جویانه یی که آرامش را با عقلانیت سیاسی می جوید. بیلبورد، آشکار کننده ی عمیق ترین اختلافات در نگرش ها و رویکردها در دو سوی حاکمیت است. از این رو، بیلبوردها را دست کم نگیرید. از همین امور به ظاهر ساده ی تبلیغاتی می توان به درون تاریک سیاست نقبی زد و منازعات سیاسی درون حاکمیت را از همین جا  رصد کرد. 

2. حجم بزرگی از تبلیغات منفی علیه امریکا، این پیش فرض و این دغدغه ی پنهان در ضمیر مسئولین را آشکار می کند که لابد نگرش و افکار عمومی جامعه ی ایران را نسبت به امریکا مثبت ارزیابی می کنند. در این صورت و با این پیش فرض است که دست به  تبلیغات گسترده می زنند تا نگرش جامعه را به سمت منفی سوق دهند. اگر فرض بر این باشد که جامعه و افکار عمومی، به قدر کافی با نگرش منفی به امریکا می نگرد، در این صورت چه نیازی به این همه تبلیغاتی است که در سطح شهر منتشر می شود؟ 
بیلبوردها را دست کم نگیرید، بیلبوردها برملا کننده ی نگرانی ها، دغدغه ها و پیش فرض های کسانی است که ناخواسته ترس شان را در تابلوهای عمومی منعکس می کنند. از این طریق است که می شود فهمید از چه می ترسند ،از چه نگرانند و در باره ی جامعه چگونه می اندیشند. مسئولین از طریق همین بیلبوردها است که حرف دل شان را می زنند و آرزوهای شان را بر ملا می کنند. 

3. بیلبوردها، سعی در نشر ارزش های ایدئولوژیک نظام دارند. با فتح فضای عمومی می خواهد افکار عمومی را مهندسی کند و ارزش هایی را در ذهن ها جا دهد. کافی نیست فقط تلویزیون و رسانه های ارتباطی در خدمت سیاست حاکم باشد باید خیابان ها را نیز در تصرف خود داشت و خود را در هر کوی و برزنی بازتولید کرد. شهروندان به هر سو که رو برگردانند با همان شعارها و گزاره هایی روبرو می شوند که از سوی رسانه های سنتی مانند منابر و رسانه های مدرن مانند روزنامه ها و رادیو و تلویزیون فریاد زده می شوند. منفذی باز نیست. بیلبوردها به شهرندان کمک می کنند یادشان نرود دشمن کیست، حتی همان چند لحظه ای که خود را به دست فراموشی سپرده اند و بی هدف در خیابان ها پرسه می زنند، به یاد داشته باشند مساله شان کدام است. حوزه ی عمومی در خدمت سیاست قرار می گیرد و بدین گونه، سیاست رنگش را به هر چیزی می زند. بیلبورد، زبان سیاست است که از دهان خیابان برخاسته است و شهروندان را آموزش ایدئولوژیک می دهد. تمایزی در کار نیست. می توان همه ی ساحت ها را در خدمت گرفت. 

4. بیلبوردها، محصول یک مغالطه اند. با بد نشان دادن دیگران و با بدگویی در باره ی دیگران و یا از بدی های دیگران گفتن، نمی توان برای خود حقانیت خرید. اصلا فرض می کنیم که هر آن چه در بیلبوردها آمده است، گزارش و اطلاعات درست است، آیا می توان نتیجه گرفت پس ما درستکاریم و وضع ما بهتر از دیگران است؟ کسب مشروعیت از بدگویی دیگران، همان مغالطه ای است که نشان می دهد از یک و یا چند مقدمه، نتیجه ی دلخواه و بی ارتباط با مقدمات گرفته می شود. از مقدمات این که امریکا واجد چنان بحران ها و فسادها و اشکالات است هیچ نمی توان نتیجه گرفت پس ما خوبیم. مشروعیت خویش را بر فرسودگی و سست بودن دیگران نمی توا بنا نهاد. پایه های مشروعیت در تصمیمات و سیاست ها و عملکردهای صواب و عقلانی است نه در بیان این که دیگران چه اوضاعی دارند.
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد