X
تبلیغات
رایتل

امتناع داوری؟

6 خرداد 1395



داوری کردن در باره ی دیگری، چه آسان می نماید. این همان کاری است که همگی به وفور انجام می دهیم. کاری که برخی از آن منع مان می کنند. اما مگر می شود داوری نکرد؟ آیا امکان دارد که من در باره ی دیگران داوری نکنم؟ اما من فکر می کنم داوری کردن کم و بیش کنش ذهنی و تقریبا خارج از اختیار انسان است. از این رو متوجه نمی شوم که چگونه می شود داوری نکرد. متوجه نمی شوم زیرا تجربه های روزمره آن را نقض می کند. ما داوری می کنیم و این کاری است که هر ساعت و هر لحظه می کنیم. اما آن قدر این کار را تکرار می کنیم و برای مان آشناست و به انجامش عادت کرده ایم که بدان تفطن نداریم. حجاب مجاورت و تکرار سبب شده است که نسبت به این کنش، آگاهی لازم نداشته باشیم. توصیه به داوری نکردن در باره ی دیگران، توصیه شدنی و کارآمدی نیست و نمی توان به امتناع داوری رسید. این سخن البته نمی خواهد امکان داوری نکردن را به صورت مطلق رد کند اما واقعیت زندگی و زیستن ما نشان می دهد که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم مستمرا در حال قضاوت کردن هستیم. 

داوری و قضاوت هم انواعی دارد. دست کم شش نوع داوری را باید از یک دیگر تفکیک کرد. بدون ان که به شرح آن وارد شوم موارد ششگانه ی داوری عبارت است از : 1) داوری اخلاقی، 2) حقوقی، 3) دینی، 4) زیباشناختی، 5) داوری عقلی 6) و داوری عرفی (فرهنگی)،. این ها انواع داوری هایی است که از ذهن ما می گذرد. هر یک از انواع داوری ها مبتنی بر معیارها و ارزش هایی است که پیش از این دارا هستیم. به سخن دیگر، قضاوت های ما بر مبنای این معیارها صورت می گیرد. 

شاید بهتر باشد به جای توصیه به داوری نکردن در باره ی دیگران که چندان هم ممکن نیست، توصیه به سه چیز دیگر می شد: 

اول )‌ آن که قضاوت های مان را الزاما بر زبان نیاوریم.  بیان آشکار داوری هایی ناسنجیده و ناپخته چه ضرورتی دارد؟ اگر نمی توانیم داوری نکنیم اما می توانیم در بیان آن سعه ی صدر داشته باشیم. چه ضرورتی دارد که هر چه در ذهن مان شکل می گیرد بر زبان بیاوریم. اگر نمی توانیم داوری نکنیم اما می توانیم آن را اظهار نکنیم. برملا کردن قضاوت، امر اختیاری است و از این رو در باب آن مسولیت اخلاقی داریم. 


دوم) آن که،  هماره خطا و اشتباه را در داوری هامان محتمل بدانیم و خود را بری از خطا ندانیم. برداشت ها و فهم های خودمان را آخرین و درست ترین برداشت تلقی نکنیم و گاهی داوری های مان را به بوته ی نقد و پرسش ببریم. درک مان را از دیگران قطعی و تماما واقعی تلقی نکنیم. از خویش بپرسیم که آیا در داوری خطا نکرده ام؟ آیا داوری من بر مبنای اطلاعات درست بوده است؟ آیا توانسته ام در حد ممکن، جانب بی طرفی را رعایت کنم؟ آیا هر آن چه برای یک داوری درست و عادلانه لازم داشته ام به دست آورده ام و یا فقط بر اطلاعاتی ناقص تکیه زده ام؟ 


و سوم)  آن که، در عمل بر مبنای داوری ها با احتیاط باشیم. بر مبنای داوری های مان الزاما عمل نکنیم. رفتار مبتنی بر قضاوت ها و شکل دادن مناسبات بر آنها، کار دشواری است از این رو عمل بر مبنای داوری و صدور حکم را تا عبور داوری از فیلتر نقد و پرسش به تعویق بیندازیم. 


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد