X
تبلیغات
رایتل

فریب زمان

28 اسفند 1393


وقتی به زمان پشت سر و راه طی شده نگاه می کنیم، به خودمان می گوییم امسال چه زود گذشت. همین چند روز قبل بود که سال 93 شروع شد. یادتون هست؟ چقدر زود گذشت. ولی وقتی به آینده و زمان پیش رو نظر می افکنیم، زمان را چقدر کشدار و طولانی می یابیم. در یک تناقض زود و دیر حیرانیم. این همان فریب زمان است. زمان ما را فریب می دهد. آینده ما را فریب می دهد. فکر می کنیم خیلی وقت داریم، فرصت بسیار است و زمان کافی برای برنامه های مان در اختیار داریم، اما وقتی در زمان سپری شده تامل می کنیم، می بینیم، زمان چه زود از دست می رود، چونان برق می آید و می گذرد. ما زمان را وارونه می بینیم. یعنی کاش می شد آینده را سریع و از دست رفتنی می دیدیم. چه قول هایی به خود و دیگران برای فردا و فرداها دادیم، فردا آمد و ما نتوانستیم به قول مان وفادار باشیم. فریب زمان ما را زمین گیر می کند. فریب زمان، آینده را می سوزاند و فرصت های مان را از دست مان می گیرد. محصول چنین فرایند ناگواری، حسرت و افسوس است. افسوس از این همه فرصت سوزی ها و نادم از این همه از فردا گفتن ها. 


فقط آگاهی از فریب زمان کافی نیست. حقیقتا باید اراده ی معطوف به عمل داشت. اراده یی که زمان را در اختیار گیرد و مهار کند. از زندگی اش و بودنش بهره گیرد و ظرفیت ها و استعدادهایش استفاده کند. فریب زمان، صرفا یک بازی زبانی است. فریبی نیست. ما هستیم که خودمان را فریب می دهیم. ما هستیم که زمان را به ثمن بخس می فروشیم و به جای آن سستی و افسوس می خریم. زمان، فرصتی است که به همگان می دهند. برخی از آن بیشترین و برخی دیگر کمترین استفاده را می برند. در جهان گذرایی زندگی می کنیم. هیچ چیز بر قرار و مدار دایمی نیست. زمان چه ناپایدار و از دست رفتنی است. 


روز پایانی 93 را می گذرانیم. با همه ی رنج ها و ملالت ها و دردهایش چه زود گذشت. با همه ی شیرینی ها و روشنی هایش چه زود گذشت. اینک در آستانه ی 94 ایستاده ایم. با همان معیار و ترازویی که 93 را می سنجیم، 94 را نیز بسنجیم. باور کنید فرصت کافی نداریم. کاش به جای این همه خست در مادیات و خست در مهربانی و شفقت ورزی، در باب زمان خست داشتیم. این جا هم وارونه ایم. به جای این که در باب مادیات دست و دل باز باشیم، به جای این که بی حساب ببخشیم و در دوستی و مهربانی دست و دل باز باشیم، زمان را بی پروا و بی هیچ حساب و کتابی از دست می دهیم. ولخرجی می کنیم و سرمایه ی بی بدیل مان را از دست می دهیم. 


لطفا فریب زمان را نخورید. 


نظرات (2)
سلام
مع الاسف، برای خودمان سرگرمی های فراوان و مشغولیت های کاذب می آفرینیم و همان امور پیش پا افتاده (و ای بسا بیهوده)، بخش مهمی از وقت ما را می کشد.
از طرفی، کارهای مهم تر (که معمولاً انجامشان، دشوارتر هم هست) را عقب می اندازیم تا در زمان مناسب تری سراغشان برویم، غافل از اینکه آن «فرصت مناسب» فرا نخواهد رسید، چرا که در واقع، همین زمان هایی ست که هدر می روند.
من اما گاهی خوشحالم که می گذرد زمان. قرار است در گذرش شریک باشم. از شنبه البته

امیدوارم روزهای شاد و عاشقانه ای پیش رویتان باشد جناب آقای زمانیان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد