X
تبلیغات
رایتل

ما و تاریخ

5 اسفند 1393

مطالعه ی سرگذشت پیشینیان و آگاهی از رویدادها و حوادث گذشته، صرفا برای اطلاع از سرنوشت آنان و شیوه ی زیستن شان در یک مقطع تاریخی نیست، بلکه درک عمیق از روزگاران گذشته و احوال پیشینیان، دست کم دو فایده ی بزرگ در پی دارد: 


اولا، "حال" (زمان اکنون) هر ملتی نتیجه و محصول چگونه زیستن او در زمان گذشته است. به تعبیر دیگر، اکنون ما، آن گونه که هستیم و می زییم، نتیجه ی پروسه ی درازآهنگی است که در ادوار پیشین بر ما رفته است. ما آن گونه هستیم که زندگی می کرده ایم. اکنون ما وامدار گذشته است. این سخن ما را به موضوع پر چالش شکل گیری هویت می کشاند که در جای خود درخور اهمیت است. "تاریخ برای ما خاطره ای است که نه تنها آن را بیاد داریم و می شناسیم، بلکه سرچشمه زندگی ما است. پایه ای است که بر آن قرار داریم و اگر بخواهیم در خلاء محو نشویم بلکه از انسان بودن بهره ور گردیم ناچاریم پیوند خود را با آن نگاه داریم."  بنابر این یکی از الزامات شناخت "اکنون"،  فهم دقیق همه ی آن چیزی است که در گذشته از سر گذرانده ایم. از این رو فایدت اول از تاریخ دانی و تاریخ خوانی، فهم و درک پیوندهایی است که ما را با رشته های محکم به نحوه ی زیستن مان در گذشته بسته است. خلاصه آن که، "اکنون" را می توان از "گذشته" شناخت.

  

ثانیا، آگاهی از فراز و نشیب ها و مهمتر از آن، بررسی علل و عوامل موثر بر آن افت و خیزها، سبب می گردد شناخت واقع بینانه تری از روابط و مناسبات میان پدیده ها کسب کنیم و پس از آن است که به معرفت تجربی از تاریخ نایل خواهیم آمد. آگاهی تاریخی، همه ی آن چیزی است که به انباشتی از تجارب منتهی می گردد. تجربه ی تاریخی، مواجهه ای خام و بی اندیشه با رویدادها و حوادث گذشته نیست. بلکه برخوردی از سر اندیشه، تامل و آگاهی با پستی ها و بلندی هایی است که در کارنامه ی تاریخی یک ملتی ثبت شده است. تجربه ی تاریخی، محصول مواجهه ای معرفت شناسنانه با رویدادهایی است که بر ملتی عارض می شود. هم چنین، تجربه ی تاریخی، نتیجه ی تاملات نظری و دقت  ورزی های معرفتی در احوال کسانی است که دیر زمانی می زیسته اند واینک ما با غور در سرنوشت و سرگذشت شان، درس های گرانبهایی برای ساختن آینده می آموزیم. بدون آگاهی از تاریخ و بدون دریافت های شناخت شناسانه (و نه احساسی و عاطفی)، از حوادث و رویدادها نمی توان دست به ساختن آینده برد. معماری آینده بر دوش تجربه هایی است که از تاریخ به دست می آوریم. ملت بدون تاریخ، ملتی نیست که سابقه و پیشینه ای ندارد. پرواضح است که آدمیان در طول تاریخ، با انواع رویددها و حوادث مواجه بوده اند و رد پای زندگی زیسته ی هر ملتی را می توان در درازای زمان ردگیری کرد. اما داشتن تاریخ صرفا وقوع این رویدادها نیست. بلکه به تعبیر یاسپرس "تاریخ عبارت است از وقوع، و خود آگاهی این وقوع."  از این رو وقتی گفته می شود یک ملت تاریخ دارد، دقیقا به معنای آن است که آن ملت از آگاهی تاریخی برخوردار است. جهل نسبت به تاریخ، موجب می شود زمان از تداوم بیفتد و گسست هایی میان دوره ها ایجاد شود. شکاف تاریخی که نتیجه ی جهل نسبت به گذشته و عدم آگاهی نسبت به ازمنه ی پیشین است، سبب می گردد یک ملت، بدون پشتوانه ی تاریخ و هویت قوام یافته و منسجم، مسیر خود را طی نماید. از این رو مستمرا با انواع چالش های پرخطر مواجه می شود. 


 آگاهی تاریخی، ما را به فهم و درک عمیق تری نسبت به ماهیت و کیفیت خودمان می رساند و از سوی دیگر، یاری می رساند تا با تصمیم ها و سیاست های واقع گرایانه ای راه آینده را شناسایی و طراحی نماییم. بدون این شناخت، هم نسبت به خویش جهل خواهیم داشت و هم در معماری بنای آینده بی معیار و  بدون بینش عمل خواهیم کرد. خودآگاهی تاریخی، مبنای اراده گرایی می گردد و رفته گان زمان، به ساکنان اکنون در ساختن آینده یاری می رسانند. این همان پیوند و پلی است که میان گذشته و آینده زده می شود. بنابر این، هر چه ما در ژرفتر ساختن و گسترش بخشیدن به آگاهی تاریخی خود بکوشیم، باز هم جای کوشش باقی می ماند. 


تاریخ شفاهی 

یکی از تلاش های مثمر ثمر در گسترش آگاهی نسبت به تاریخ، استفاده از روش تاریخ شفاهی  است. متدی که کمتر از یک سده مورد توجه قرار گرفته است. روش تاریخ شفاهی نسبت به روش کلاسیک تاریخ نویسی واجد امتیازاتی است که روش کلاسیک فاقد آنها بوده است. اولا پرسشگران و محققان تاریخ، پرسش هایی را مطرح می کنند و تلاش می کنند تا ابهامات در تقدیر را بزدایند و سایه های احتمالی را کاهش دهند تا واقعیت ها بیشتر در معرض نور قرار گیرند و بهتر دیده شوند. محققان پیشاپیش، ابهام ها را به پرسش می گیرند و نقصان در تاریخ نویسی را از طریق گفت و گو از پیش برطرف می نمایند. ثانیا، تا پیش از این، مورخان معدودی بودند که رویدادها و وقایع را گزارش کرده اند و از این رو منابع تاریخی معمولا به کسانی معدود، محدود می شده است. اما در شیوه ی تاریخ شفاهی، یک رویداد و واقعه از سوی ناظران و یا کنشگران متعدد مورد بررسی قرار می گیرد. به تعبیر دیگر، وقایع از پنجره های مختلف و دنیاهای متعددی مورد بازبینی قرار می گیرد. از این رو احتمال صحت گزارش ها افزوده می گردد. همان گونه که دیوید هیوم  معتقد بود با تعدد و تنوع افراد در نقل یک واقعه، احتمال تبانی در گزارش کاهش می یابد و در نتیجه، احتمال صحت گزارش ها افزایش می یابد. شیوه ی تاریخ شفاهی از تنوع ناظران و بازیگران سیات، اجتماع و سایر حوزه ها استفاده می کند تا صحت تاریخ نویسی را فزونی بخشد. علاوه بر این، ثقل اصلی روش تاریخ شفاهی بر مشاهده گران بی واسطه و یا حتی کنشگرانی است که مستقیما درگیر واقعیت ها بوده اند. 


نظرات (1)
در باره تاریخ و اهمیت مطالعه آن و تفکر در حالات گذشتگان، در آیات و روایات فراوان سفارش شده است؛ چرا که مطالعه و تفکر در تاریخ و سرگذشت پیشینیان باعث عبرت و درس گرفتن از راه و رسم آنان برای ترسیم برنامه های آینده خواهد بود. این موضوع به ویژه در سخنان امام علی (ع) برجستگی خاصی دارد. از این رو در این مقال به بیان چند حدیث از آن حضرت می پردازیم.
1. على (ع) در نامه تاریخیش به امام حسن ضمن سفارش به مسائلی در باره اهمیت تاریخ چنین مى فرماید: "فرزندم! من هر چند عمر پیشینیان را یک جا نداشته‏ام، ولى در اعمال آنها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشه نمودم، و در آثارشان به سیر و سیاحت پرداختم، آن چنان که گویى همچون یکى از آنها شدم، بلکه گویى من به خاطر آنچه از تجربیات تاریخ آنان دریافته‏ام با اولین و آخرین آنها عمر کرده‏ام"!.
2. حضرتش در جای دیگر می فرماید: براى امور واقع نشده به آنچه واقع شده است استدلال نما و با مطالعه قضایاى تحقّق یافته، حوادث یافت نشده را پیش‏بینى کن؛ زیرا امور جهان، همانند یک دیگرند، از آن اشخاص نباش که موعظه سودش ندهد، مگر توأم با آزار و رنج باشد؛ زیرا انسان عاقل باید از راه آموزش و فکر، پند پذیرد، این بهائم هستند که جز با کتک، فرمان نمى‏برند.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد