X
تبلیغات
رایتل

ضرورت گذار از ادبیات نفرت به ادبیات فروپاشی

21 بهمن 1393



بیش از سی و پنج سال است که دستگاه تبلیغات رسمی و رهبران کشور بر طبل نفرت نسبت به نظام پهلوی می کوبند تا: 

اولا، آتش تنفر نسل انقلاب را نسبت به رژیم پهلوی روشن نگاه دارند و ثانیا، تخم نفرت و کینه را در دل نسل های بعد از انقلاب بکارند تا شاید آنان نیز نسبت به پهلوی نفرت بورزند. ادبیات کینه ورزانه، برخواسته از احساسات و عواطف، موجی است که از شروع انقلاب آغاز شده است و هنوز کسانی می خواهند این موج را ادامه دهند. سعی آنان هم ناکام است و هم نامطلوب. ناکام است، زیرا نفرت، همچون سایر احوالات وجودی آدمی مانند عشق، امید و یاس و... قابل انتقال از فردی به فرد دیگر نیست. قابل انتقال از نسلی به نسب بعد نیست. علاوه بر این که حتی کسانی که واجد چنین احوالاتی بوده اند، بتدریج احساس و عواطف شان فروکش می کند و دریای مواج درونی شان آرام می گیرد. موج احساسات چه در فرد و چه در جمع، ماندگار نیست و روزگاری دیگر از دست می رود. درست شبیه امواج بلند و سرکشی که به ساحل برمی خورند و از میان می روند. احوالات وجودی آدمی در فراز و نشیب زندگی تغییر می کنند و به فراموشی سپرده می شوند. منطق ساحت عواطف و احساسات بر دگرگونی و تغیر استوار است. 

  


ثانیا، علاوه بر این که زنده نگاه داشتن نفرت نسبت به پیشینیان، در جایی که از میان رفته اند، ممکن نیست، چه فایده و سودی دارد؟ وقتی متعلَّق نفرت، موجود نیست، منطقا منتفی به انتفای موضوع است. چه هدفی از زنده نگه داشتن نفرت در کار است؟ عدم مطلوبیت نفرت، در این است که چشم خرد تحلیل گر را کور می کند. نفرت همچون عشق، قدرت تشخیص و واقعیت سنجی را از آدمی می ستاند. احوالاتی این چنین، مزاحم شناخت درست و تبیین درس آموز می گردد. ادبیات نفرت سبب می شود که به جای فهم پدیده ها و به جای شناخت جهان، صرفا موضعگیری عاطفی کنیم. ادبیات نفرت بر جبهه گیری عاطفی بنا شده است. در حالی که می دانیم این نوع رویارویی با واقعیت، چیزی بر فهم ما نمی افزاید. 


مواجهه ی درست و منطقی با تاریخ و زندگی پیشینیان نه بر نفرت، بلکه باید بر درس آموزی و اخذ تجربیاتی باشد که به کار امروز ما بیاید و بتواند وضع مان را از این که هست بهتر کند. برگشت به گذشته و گذشته را به منزله ی ابژه ی شناخت قرار دادن، صرفا از آن رو ضرورت دارد که از تبیین و واکاوی پیشینیان، درسهایی برای امروزمان بگیریم. خطاهای شان را بشناسیم و بی آن که هزینه ی خطاهای آنان را بپردازیم، از آنها پرهیز کنیم. فهم تاریخ اساسا برای کاهش هزینه های زندگی امروزی است. یاد آوری گذشته و گذشته را زیر ذره بین نقد قرار دادن است که به ما کمک می کند تا اکنون را به گونه ای بنا نماییم که آن خلل و سستی ها بر ما نیز حاصل نشود. تاریخ، کلاس تجربه است نه ابراز و اظهار عشق ها و نفرت ها. آموختن و به کارگیری تجربه هایی است که از دیگران می توان به دست آورد. 


ادبیات فروپاشی، ادبیاتی است که ما را به فهم فروپاشی آن نظام مستقر می رساند. کمک می کند تا دریابیم که چرا و چگونه از میان رفتند. غایت ادبیات فروپاشی، ایجاد و یا تقویت نفرت نسبت به آن رژیم نیست، بلکه هدف ادبیات فروپاشی، فهم و درک علل فروپاشی است. دریابیم که چه شد مردم علیه آن سیستم شورش کردند و آن را از پای درآوردند؟ چرا مخالفین از آن نظام، نارضایتی و ناخرسندی داشتند؟ رخنه ها و سستی هایی که ریشه های بنیادین آن نظام را متزلزل کرد چه بود؟ ادبیات فروپاشی، ادبیات فهم تاریخ است نه نفرت ورزی نسبت به پیشینیان. این همان توصیه ای است که در کتاب خداوندگار و هم در نهج البلاغه آمده است که سرگذشت پیشینیان را بنگرید و بخوانید تا آن را بفهمید و درس بگیرید. خطاهای شان را بشناسید و از آن حذر کنید. فهم منطق فروپاشی، از تبیین های عمیق و همه جانبه بر می خیزد. 

 

در یک برداشت کلی، علل سقوط نظام سیاسی را می توان در دو گروه کلی صورت بندی کرد. اولا، خطای محاسباتی و ثانیا، خطای اخلاقی و انسانی. نظامی که شهروندانش را تحقیر می کند و حقوق اولیه ی انسانی شان را نادیده می گیرد، نظامی که خود را ارباب و دیگران را رعیت خود می خواهد و می داند، چنین نظامی، دچار خطای اخلاقی شده است. جامعه، چنین رفتارهای اربابی و تضییق حقوق را در ترازوی اخلاق می گذارند و در نهایت در برابرش می ایستند. از گفتار قرآن برمی آید که خداوند از میان همه ی خطاهایی که فرعون مرتکب میشد، دو خطا را جرم اصلی حکومت فرعونی می دانست. جرم اول، خویش را برتر از دیگران می دانست و مردم را تحقیر می کرد و جامعه را به استضعاف می کشاند. جرم دوم این که در برابر خداوند تمرد می کرد و گردن فرازی می نمود. 


خطای محاسباتی، چیزی غیر از خطای اخلاقی است. این خطا نتیجه ی برنامه ریزی و تصمیمات ناسنجیده و ناسازگار با وضع موجود است. در تبیین این خطا، نیت بازیگران سیاست مهم نیست، بلکه منطقی بودن رفتار ئ نتایج به دست آمده اهمیت می یابد. خطای محاسباتی، دقیقا به دانش، علم، تجربه و فهم عمیق جامعه بستگی دارد. اما خطای محاسباتی در جایی به خطای اخلاقی گره می خورد. و آن وقتی است که حاکمان رژیم پهلوی خود را در جایگاه اربابان قدرت می دیدند و به روندها و فرایندهای جامعه بی توجهی می کردند و از این رو دست به تصمیماتی می بردند که در نهایت به شکست می انجامید. وقتی اربابان قدرت، خود را یکه تاز میدان سیاست می دانند، خود شیفتگی شان در تصمیمات و برنامه ریزی های اجتماعی شان هم سرریز می کند و از این رو برنامه ریزی ها را با خطای محاسباتی مواجه می کنند. 


خود شیفگتی فردی، جمعی و سیستماتیک، سبب می شود که فرد و یا سیستم، اولا، تشخیص درستی از ظرفیت ها و توانایی های خود نداشته باشد. به نحوی که خود را بر هرکاری توانا می یابد و قدرت خویش را از آن چه هست بیشتر ارزیابی نماید. گویی بر فراز هست ها راه می رود و جامعه و جهان به فرمان او می چرخد. ثانیا، نتواند ضعف ها و سستی های خود را بشناسد. درک نادرست از خویش و فهم نادقیق از قدرت و ضعف های درونی سبب می شود که رأی و نظر دیگران را نادیده بینگارد. ثالثا، از قدرت نفوذ و کنش دیگران غافل شود. دیگرانی که ممکن است در نگاه نخستین، ضعیف و بسیار ضعیف انگاشته شوند. دیگرانی که ممکن است ناچیز به نظر آیند. خودشیفتگی باعث می شود که قدرت منتشر در ریزبدنه های اجتماعی دیده نشوند و به حساب نیایند. همان قدرتی که با تجمیع خود در انقلاب، رویاروی نظام مستقر می ایستد و آن را از پای در می آورد. 

نظرات (3)
بینش انتقادی و استبداد پهلوی چقدر اینها با هم سازگارند
عمو جان باید یه فکر به حال این تناقضات وجودی خودت بکنی
پاسخ:
بینش انتقادی و استبداد سازگارند؟
چرا مردم میپندارند انچه بر گدشتگان رفت بر سر اینان نخواهد آمد وخود را از چه بابت در امان میبینند. حال آنکه تجربه گذشتگان را ایینه عبرت خویش نمیکنند؟؟
جامعه ما با هیجان سرکار دارد ، مردمی که هوش هیجانی پایین دارند به عمق نمیاندیشند. به معنا و مفهوم ادبیاتی که به او عرضه میشود نمیگرد . هرچه هیجان کاذب این ادبیات بیشتر باشد لذت بیشتر میبرند. گویی خود مردم خواهان هیجانند تا پتانسیل درونی خویش را به خارج پرتاب کنند. دنبال دلیل و علت هم نیستند.
پاسخ:
درود بر شما

دقیقا. با شما هم رای هستم
سلام. مطلب جدید نذاشتید استاد. خوشحال میشم مطلب جدید ازتون بخونم. طهورا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد