X
تبلیغات
رایتل

این روزها

21 آبان 1393

این روزها و بلکه این هفته ها، گونه ای دیگرم. 

از آن حالاتی که وقتی سراغم می آید فقط می خوابم. از نوجوانی این گونه بوده ام. گاهی سرو کله اش پیدا می شود. آرام می گیرم. 


این روزها را  نمی توانم چیزی بنویسم، و حتی چندان هم نخوانده ام. به ویژه برای من که دست کم روزی تا ده ساعت مطالعه می کنم اندوهگین است. از این باب دلخورم. ساعت ها چون ابر می آیند و چون باد می گذرند. 

زنگ پشت زنگ. چه شد مقدمه ی فلان کتاب؟ چه شد متن فلان موضوع؟ چه شد ارزیابی فلان نوشته؟....

دیروز با هر جان کندنی که بود چیزکی نوشتم تا فعلا بماند برای بعد. اما این بعد، خیلی دور نیست. تا یک شنبه دو متن سنگین را باید تهیه کنم و تحویل دهم. و مصیبت بار تر این که به دوستی وعده کرده ام در نشستی که در پایان هفته ی آینده دارند در باره ی موضوعی سخن بگویم و چیزی بنویسم. آیا می توانم؟ راستش را بخواهید محتوایش را در ذهن دارم اما گویی هنوز وقت تولدش نرسیده است. این جا است که می فهمم چرا برخی سزارین می کنند. وقتی با زبان خوش نیامد باید دست به چاقو برد. نوشتن، به دنیا آوردن کودکی است که بی اختیار می آید و بی اختیار رنج می کشد و بی اختیار می میرد. درد نوشتن.


این روزها بیش تر فیلم های تارکوفسکی می بینم. دیالوگ های خوبی دارد. لوکیشن هایش به راستی که زیباست. هر کدام از این صحنه ها بسان تابلوی نقاشی می ماند. متحیرم از این همه زیبایی. برای من که چندان از فیلم چیزی سرم نمی شود بد نیست. البته سه چهار ساعت نشستن و یک فیلم را با ریتم کند دیدن هم حوصله می خواهد. حوصله ای که امروزه کمتر پیدا می شود. هر چه نباشد اما پرحوصله ام، آن قدر که می توانم ساعت ها بنشینم و دست به گریبان موضوعی شوم. درست با احوال فعلی من سازگار است. غم غربتش زیبا بود. و ایثارش و باقی ماجرا





نظرات (4)
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم.
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است.....
ساعت ها چون ابر می آیند و چون باد می گذرند و ...من امیدوارم این ساعتها اندوه ها را هم با خود ببرند،ابرهای تیره کنار بروند و باز آن خورشید پر نور زندگی طلوع کند...
با سلام
کلا اسمم یادم میره...ببخشید کامنت بالایی را من نوشتم...
با احترام فراوان...
سلام.
تعبیر درد نوشتن و تشبیه آن به به دنیا آوردن کودک، بسیار زیبا بود.
گاه این دیگرگونه بودن ها و حالی دیگر داشتن ها بیش از ساعت ها مطالعه ثمر می دهد.
پایدار باشید.
به مرجان:
شما؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد