X
تبلیغات
رایتل

باورهای اسیدی

30 مهر 1393

بر صورت حقیقت چنگ می زنند و بر صورت تو اسید.

بر چشم خورشید خاک می پاشند و بر چشم تو آتش.

آه بانو، 

صورتت را باز کن. بگذار ببینند با تو چه کردند. بگذار آفتاب بتابد بر زخم هایت. تا شاید آسمان بگرید بر این رنج بی کران، بر این زخم دردناک. بر این سیاهی شب. بر این همه بن بست خوفناک. بر این دست های پلید ستم. بگذار ناله هایت بپیچد در این دشت پر از خار. بغض هایت را مخفی مکن. گریستنی اندوهگین بر این سرنوشت، سهم همه ی ما است. آنان که سیرت شان سیاهی و جهنمی است، تاب صورتت را ندارند. 

تو، کنار خیابان، و هجوم کرکس های نابهنگام ستم، راستی تو در آن هنگام چقدر ترسیده بودی؟ چقدر احساس وحشت تنهایی را با همه ی صورتت لمس کردی؟ آسمان امواج غمت را خواهید دید؟

تو بودی و آتشی که بر جانت ریخته بودند. 

تو بودی و غربت بیابان بی کسی. تو بودی و سوختن در شعله های اسید. 

تو بودی و دیگر هیچ 

تو ماندی و سرگشته میان باورهای اسیدی. میان این همه خشونت.

جه کسی باور می کند این همه رنج را؟.

نظرات (8)
سلام بر جناب زمانیان بزرگوار

چقدر دلم می خواست در مورد این فاجعه بنویسم، اما وسعت ان در طاقت تنگ من نمیگنجد...باید خلوتی باشد برای بی هراسی از ریزش اشکهای مدام مملو از درد...

زنها غالبا تنهایند در دردهای عمیق و جانکاه خود...
هراس به جان ما زنان بی تاب و شکننده مهد فرهنگ افتاده و توانمان را بریده...شاید گاهی مردان فقط توان ایستادن در مقابل نامردان را داشته باشند...
پاسخ:
سلام

رفتار غیر انسانی .... برخواسته از هر باوری باشد، زشت و رنج آور است. به راستی که بر تصحیح باورها بکوشیم. باورهای سمی، محل مناسبی برای کشت خشونت است. وقتی چنین زمینه ای و زمینی باشد، رفتارهای این چنینی بدیهی است.
اسمم یادم رفت؛ مدینه
و تو چه می دانی از هراس های من در قدم زدن هایم ...
و گاهی صورتم را به ماه می کنم، روی ماه ت را خدشه نیاندازند این سیاه پوشان که در شب لانه دارند..
چشم هایم را از من مگیر..
غروب؛ پیاده روهایی را طی کردم که بوی رنج میداد..
چه کسی باور می کند این همه رنج را؟
کتاب در دستم غروب ها مرا همراهی می کند و وجدان های اسیدی را به طعنه نیشخند میزنند..

و من با هر صدای موتوری و هر روی مردی تمام وجودم به لرزه می افتد..
آه..
و من در این لرزه ها همدردی میکنم با تمامی آدم هایی که بدنشان به لرزه می افتد ، بمبی دست ساز، موشکی، تیری، تفنگی،اسیدی،..
پاسخ:
نتیجه ی چنین رفتارهایی... گسترش فرهنگ ترس در زندگی است. ترس از هر چیزی..
حواسمان باشد در تله ی ترس نیفتیم

به اسیدهایی می اندیشم که ممکن است حتی از رفتار و گفتار من بر روان دیگری پاشیده شده باشد و او باید یک عمر زخم پنهان روانش را بر دوش بکشد و رنج ببرد.
اسیدهایی که صورت را می خراشند و اسیدهایی که روان را
سلام
بغض و گریه و ... کافی است
رنج های من فریادهای خشم آلودی است که در تجمع مقابل مجلس و دادگستری ها و هر جا هر جا که بشود هر جا که بتوانم می کشم و می گویم این بدن مال من است
از تحمیل آن چه خود می پسندید به من دست بردارید
می گویم که من انسانم و مالک ذهن و بدن خویش
به همه می گویم که خشونت علیه زنان را ببینید
اگر دیدید آن گاه متوقف اش کنید

آخر هنوز بسیاری از مردان و حتی زنان اند که تا مرحله دیدن هم نرسیده اند
پاسخ:
درود بر شما

کاش انسان به رسمیت شناخته می شد. پس از این است که نوبت به حق می رسد
ببینید این باورها چه بلایی بر سر من آورده اند!
چه کسی باور میگرد یک روز اسید شوند این باورها!؟
و چقدر سخت است که من باید تاوان باورهای تو را پس بدهم.
باورهای زشت تو صورت زیبای مرا تاب نیاورد.
چه کسی باور میکرد که باورهای تو این همه زشت باشد؟
پاسخ:
هر باوری در برابر این باور رنگ می بازد:

بزرگترین مسئولیت من، کاهش رنج است.
.........................................................................
نه من هرگز نمی نالم ، قرنها نالیدن بس است؛
می خواهم فریاد بزنم،
اگر نتوانستم سکوت می کنم.
خاموش بودن بهتر از نالیدن است .....

دکتر شریعتی
پاسخ:
خاموشی، گریستنی است نهان. سکوت، اعتراضی است پنهان.
وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید !

دکتر شریعتی
پاسخ:
و آن هنگامکه تقوا به بر مرکب زور می نشیند، بزرگترین خطا اتفاق افتاده است.
" به اسیدهایی می اندیشم که ممکن است حتی از رفتار و گفتار من بر روان دیگری پاشیده شده باشد و او باید یک عمر زخم پنهان روانش را بر دوش بکشد و رنج ببرد.
اسیدهایی که صورت را می خراشند و اسیدهایی که روان را "

این نوشته تان بی نظیر بود جناب زمانیان. بی نظیر....
پیشنهاد می کنم آن را به صفحه ی اصلی اضافه کنید تا همه بتوانند استفاده کنند.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد