X
تبلیغات
رایتل

جامعه‌ی هراسان

27 اردیبهشت 1397


زیستن در شرایط پرخطر


یکی از ارکان اصلی آرامش فرد و جامعه این است که شرایط زندگی برای افراد، به نحو منطقی اولا پایدار و ثانیا تغییرات آن قابل پیش بینی باشد. آینده ی مبهم به همراه تشنج دایمی در حال و هوای سیاسی و اقتصادی، بقا را به خطر می اندازد. حرکت در مه ، اگر برای دقایقی ممکن باشد اما در زمان طولانی، بسیار دشوار و با صرف هزینه ی بیش از توان آدمی همراه است. گرچه کشتی جامعه، در برخورد با تلاطم دریا و امواج سرکش پایان ناپذیر ترس ها و اضطرابات مقاومت می کند، اما سرنشینان آن، هماره در هراس شکسته شدن کشتی و غرق شدن در میانه‌ی تاریکیِ هراس انگیز بی‌قرار می شوند.


همگی ما این جمله را بارها و بارها شنیده ایم که در وضعیت حساس زندگی می کنیم. وضعیت حساسی که چهار دهه‌ی زندگی همه ی ما را بلعیده و در خود فرو برده است است. سایه‌ی خطری که از میان نمی‌رود و اقتصاد و نظام اجتماعی را به فرسایشی دردناک دچار کرده است. هراس، نتیجه ی احساس خطری است که گاه و بیگاه دندان تیزش را در تن نحیف جامعه فرو می برد. جامعه‌ی هراسان، جامعه‌ای است که ساکنان آن در انتظاری کشنده برای وقوع سیلابی در تعلیقی جانکاه فرو رفته است، که اگر آن سیلاب در گیرد، همگی را در کام خود فرو می برد. 


❇️ زیستن چهل ساله در فضای رعب جنگ، تحریم‌ها، رفتن تا لبه‌ی پرتگاه جنگ های جدید در سنوات مختلف، کمبودها و مشقات، تحمل محدودیت های بین المللی و بسیاری از عناصری که زندگی ایرانی را با انواع بن بست‌ها مواجه ساخته است، به خستگی روان شناختی و هراس از آینده منجر شده است. زیست پر خطر،‌ آن هم بر زمین سست آینده، اقتصاد را به اغماء برده و جامعه را به تعلیق کشانده است. محیط کسب و کار، بی رونق شده و سرمایه‌گذاری ‌های دراز مدت ناممکن شده است. وقتی شرایط به سمت نااطمینانی و ناپایدار و خطرخیزی سوق پیدا کند، طبیعی است که فرهنگ تولید به دلالی‌های پرسود و زود برگشت تبدیل گردد. میل به مهاجرت فزونی یابد. دلمردگی جایگزین شاداب شود و انواع آسیب ها رشد کند.


سرمایه‌های اجتماعی و روان شناختی میان سنگ آسیاب در حال فرسوده شدن و خرد شدن است.  آسیابی که یک سنگش دردها و رنج های اکنون و سنگ دیگری، آینده ‌ای مبهم، تیره و خطرخیز است.

هراس از جنگ، هراس از تهدیدهای بین المللی و تحریم، هراس از بیکاری، هراس از تورم و گرانی های شتابان و بی برنامه، هراس از افسارگسیختگی قدرت در مواجه با منتقدان، و بسیاری از ترس هایی که انباشت شده و زندگی افراد را عملا در گرداب مبهم و آینده‌ای تاریک فروبرده برده است، جامعه‌ی ایران را به جامعه‌ای هراسان تبدیل کرده است. 

 در جامعه‌ی هراسان و ناپایدار،  آینده‌ی پرخطر، گویی بر لحظات اکنون آدمی آوار می‌شود. 


✔️ جامعه ی هراسان یعنی"زندگی در اکنون و این جا"،  زیر بار تهدیدهای پیاپی و خطراتِ احساس شده شکسته می‌شود. یعنی از لذت اکنون بهره ای نمی برد و خود و آینده را به نحو دائم در چنگال تیز و دردناک خطر گرفتار می بیند.

در جامعه‌ی هراسان، سیاست، اقتصاد و مهمتر از همه، خود زندگی تعلیق می شود.

راه سوم

22 اردیبهشت 1397


در مقابل امریکا، اگر مقابله و دشمنی نکنیم، آیا تن به بندگی و بردگی داده ایم؟


 ✔️  در چند دهه‌ی اخیر، سیاست خارجی ایران در چنگال دوگانه‌ای ذهنی و مسئله ساز و البته خودساخته گرفتار شده است. 

دوگانه این است: یا با کشورهای غربی و به ویژه امریکا، مقابله، دشمنی و جدال خواهیم داشت و یا اگر چنین نکنیم برده و بنده‌ی او شده ایم و خفت وابستگی را بر جان خریده ایم


آیا واقعا چنین است؟ آیا فقط دو راه پیش رو داریم و راه سوم و یا چهارم و بیشتری به روی ما گشوده نیست؟ آیا اگر دست از دشمی برداریم، معنایش این است که تن به بندگی و بردگی داده ایم؟ آیا میان جدال و دشمنی با خفت وابستگی راهی دیگر متصور نیست؟ یا باید بر او مرگ بفرستیم و پرچمش را آتش بزنیم و یا اگر چنین نکنیم، ننگ ذلت و خفتِ تسلیم را به جان خریده ایم؟


✔️  "سیاست"، انتخابِ ناگزیرِ این و یا آن نیست. بلکه سیاست ورزی عقلانی یعنی خلقِ فرصت ها، امکان ها و مسیرهای بدیع و موثری است که یک ملتی را به مقصد و مقصودشان می رساند. سیاست در بنیاد خود، راه رفتن در مرز میان جنگ و اسارت است. گشودن دالان و حفر کانالی است که نه در دامِ جدال و جنگ گرفتار شود و نه خود را ببازد و در دامچاله ی وابستگی بیفتد.  

قرار است سیاست، معبری میان هراس از جنگ و ذلتِ وابستگی بگشاید. در غیر این صورت، سیاست معنای خود را از دست می دهد و لاجرم به دوره ی پیشا سیاست و زندگی بادیه نشینی برخواهیم گشت. همان که "ابن خلدون" در توضیح قهر و غلبه ی بادیه نشینان و گردش قدرت توضیح می دهد. در افق زندگی بادیه نشینی، یا با شمشیر می جنگند و پیروز می شوند و با افتخار بر سریر فرمانروایی تکیه می زنند و یا اگر نتوانند پیروز شوند، لاجرم به حضیض ذلت و اسارت دشمن گرفتار می آیند. 


کارویژه‌ی اصلی عقلانیت سیاسی دقیقا در همین است که دوگانه‌ی جنگ و پیروزی و یا ذلت و اسارت را در هم بشکند و نشان دهد می توان چنان پیش رفت که نه با جدال و قهر و خشونت مواجه و نه زیر پای اسارت و خفت، لگدمال شد. وقت آن رسیده است که راه سوم را بگشایند. راه زیست مسالمت آمیزی که نه آرزوی مرگِ این و آن کنیم و نه با آتش زدن پرچم دیگران به آنها اهانت نماییم و نه از دیوار سفارت‌شان بالا رویم. 

راه سوم، مستلزم بازنگری و نقد پیش فرض هایی است که طی چند دهه‌ی اخیر سخت شده اند. مستلزم آن است که کشور ایران و حل مسئله و معضلاتش را در الویت ببینند و منافع ملی به معنای واقعی و عملی را در دستور کار قرار دهند.

اما پیش از این همه، ابتدا لازم است از دوگانه‌ی یا کشمکش و جدال و یا تسلیم و اسارت بیرون بیایند. از خود پرسند: آیا می توان مسیری را پیش گرفت که نه به جنگ و تحریم (و یا دست کم به هراس از جنگ)، منتهی شود و نه به تسلیم و ذلت انقیاد؟ 


✔️   تا هنگامی که دوگانه‌ی  "یا دشمنی یا ذلت" در ذهن حاکمان شکسته نشود، راه برون رفتی از این شرایط متصور نیست.

( تعداد کل: 351 )
   1       2       3       4       5       ...       176    >>