X
تبلیغات
رایتل

جدال میان دو گونه اصلاح طلبی

4 تیر 1396

مفاهیمی مانند اصلاح طلبی و اصول گرایی نمی تواند وضع ما را آن چنان که هست، توصیف و تبیین کند. زیرا مرز روشن و شفافی میان معنای اصولگرایی و اصلاح طلبی وجود ندارد. از سویی دیگر، اصلاح طلبی مفهومی نیست که در مقابل اصولگرایی قرار گیرد. مفهوم متضاد اصلاح طلبی، محافظه کاری است نه اصولگرایی. 


در یک برداشت کلی، همه ی ساکنان این دیار و شهروندان، دغدغه ی کشور و وطن دارند و می خواهند که جامعه شان را اصلاح کنند. در پس و پشت اصلاح طلبی، نارضایتی از وضع موجود است. همگی خواهان اصلاح وضع موجودند از این رو همه،  اصلاح طلبند. اما اصلاح مورد نظر افراد از چهار منظر و معیار با هم متفاوت است:

1. از لحاظ معیارهای اصلاح . کسانی با معیارهای پیشین و جهان سنت می خواهند وضع کنونی را اصلاح کنند و کسانی دیگر با معیارهای نوین و مدرن خواهان اصلاحند.

2. از نظر هدف. کسانی می خواهند جامعه را اصلاح کنند تا مردم هر چه بیشتر شریعت گراتر شوند و رضای خدای را بدست آورند. اینان خود را پاسداران حقوق خدا می دانند. کسان دیگر، به قصد رفاه بیشتر جامعه و کاهش آلام و رنج های شهروندان، خواهان اصلاحند. اینان نگران حقوق شهروندان و ساکنان این سرزمین اند

3.  از نظر روش. کسانی اصلاح جامعه را حتی با روش های خشن و سختگیرانه اعمال می کنند اما کسان دیگر، روش مدنی و گفتگو  و ساختاری را شیوه ی درست اصلاح می دانند. 

4. از نظر متعلَّق اصلاح. این که چه چیزی باید اصلاح شود و کدام اشکال در ساختار و بنیادها نیازمند اصلاحند، دو گونه اصلاح طلبی را از هم جدا می کند. 


این تفاوت ها که البته تفاوت های اساسی است افراد را از هم متمایز می کند و روبروی همدیگر قرار می دهد. در یک کلام، آنان که به اصولگرا مشهورند نیز اصلاح طلبند اما اصلاح را با روش، هدف و معیار خودشان دنبال می کنند. از این رو بهتر است به جای دو واژه ی اصولگرایی و اصلاح طلبی، از دو مفهوم رسای دیگر، ✔️اصلاح طلبان سنتگرا و ✔️اصلاح طلبان مدرن نام برد. 


به بهانه ی 15 خرداد

14 خرداد 1396

چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد



انقلاب که پیروز شد، روحانیان قدرت را در دست گرفتند و هیچ در این اندیشه نبودند که این دریا چه موج خون فشان دارد. نمی دانستند وارد چه جریانی  می شوند. آن آرزوها و آن امیدهای سالهای 41 تا 57 به نتیجه رسیده بود. خود را در مقصد می دیدند و در شادی رسیدن مقصود 16 ساله، در وجدی عمیق فرو رفتند. از نگاه آنان، بازی تمام شده بود و خود را برنده و پیروز می دیدند. اما چه زود آن شعف و شادی ماه عسل پایان یافت.

روحانیان دست کم با 15 مسئله و آفت و آسیب مواجه شدند. عناوین هر یک از این آسیب ها (که نیازمند شرح و بسط است)، عبارت است از:


1. اوج گرفتن و برملا شدن اختلافات داخلی سازمان روحانیت

2. شکسته شدن حریم و حرمت مرجعیت

3. به آزمون گذاشتن مدعیات سیاسی روحانیان 

4. به نمایش گذاشتن فقدان اندیشه سیاسی و توان عملی در سیستم سازی 

5. به نمایش در آمدن سستی و ضعف در مدیریت جامعه

6. دولتی شدن روحانیت و از دست رفتن وجهه ی مدنی و حمایتی جامعه

7. بیرون آمدن از چتر تقدس و در منظر نقد قرار گرفتن

8. از دست دادن بخش بزرگی از ارتباط و حمایت بازار

9. از دست دادن بخش بزرگی از مرجعیت اجتماعی و اختلال در ارتباطات اجتماعی

10. جابجایی در نقش اجتماعی از مطالبه گری به پاسخگویی

11. نمایان تر شدن نگرش و رویکرد در باره زنان، حقوق بشر، جهان امروز و دموکراسی

12. کاهش منزلت و احترام اجتماعی

13. بحران در مرجعیت دینی در پاسخگویی به پرسش ها

14. برملا شدن نقایص دین شناسی و قرائت از دین

15. نقش مخرب قدرت در سلوک شخصی و زی طلبگی


روحانیان اینک، در آزمون تاریخی و امتحانی قرار دارد که در تمام تاریخ از ان گریخته بود. و این بار این جامعه است که قرار است نمره ی آنها را معلوم کند.  

( تعداد کل: 310 )
   1       2       3       4       5       ...       155    >>